محاسبه سطح مارجین


حاشیه سود (Profit Margin)

حاشیه سود (خالص) که مارجین هم به آن گفته می شود، یکی از نسبت های سودآوری است که از تقسیم سود (خالص) بر درآمد یا فروش به دست می‌آید. سود خالص که آخرین خط از صورت سود و زیان است، با کسر کردن همه هزینه های شرکت، از جمله هزینه های عملیاتی، هزینه مواد اولیه و هزینه های مالیاتی، از کل درآمد به دست می آید.

در حسابداری و مالی، میزان سودآوری یک شرکت را نسبت به درآمد (فروش) آن با استفاده از مارجین اندازه گیری می کنند.

حاشیه سود یا مارجین به زبان ساده

حاشیه سود به شکل درصدی بیان می‌شود و به عبارتی مشخص می‌کند که یک شرکت در ازای هر 100 میلیون تومان فروش (درآمد)، چند میلیون سود به دست می آورد. برای مثال، اگر مارجین سود خالص شرکتی 20% باشد، به این معنی است که این شرکت محاسبه سطح مارجین در ازای هر 100 میلیون تومان فروش، 20 میلیون تومان سود خالص کسب می کند.

انواع حاشیه سود و نحوه محاسبه آن ها

حاشیه سود انواع مختلفی دارد، که از طریق تحلیل عمودی صورت سود و زیان هم می توان آن ها محاسبه کرد.

حاشیه سود ناخالص (Gross Profit Margin)

حاشیه سود ناخالص از تقسیم سود ناخالص بر درآمد به دست می آید. برای محاسبه مارجین سود ناخالص از فرمول زیر استفاده می کنیم:

Gross Profit Margin = Gross Profit / Revenue *100

حاشیه سود عملیاتی (Operating Profit Margin)

حاشیه سود عملیاتی از تقسیم سود عملیاتی (EBIT) بر درآمد به دست می آید. مارجین سود عملیاتی برای ارزیابی سودآوری شرکت از عملیات اصلی آن مورد استفاده قرار می گیرد. برای محاسبه آن از فرمول زیر استفاده می کنیم:

Operating Profit Margin = Operating Profit / Revenue x 100

حاشیه سود خالص (Net Profit Margin)

حاشیه سود خالص از تقسیم سود خالص (Net Profit) بر درآمد به دست می آید و یکی از پر کاربرد ترین نسبت های مالی است که تحلیلگر های مالی با استفاده از آن میزان سودآوری شرکت را با توجه به فروش یا درآمد های شرکت مورد ارزیابی قرار می دهند.

روش محاسبه مارجین سود خالص از طریق فرمول زیر نمایش داده شده است:

Net Profit Margin = Net Income / Revenue x 100

کاربرد ها و تحلیل حاشیه سود و مارجین

در سطحی ابتدایی، مارجین پایین می‌تواند این‌طور تعبیر شود که سود دهی شرکت چندان ایمن نیست. اگر شرکتی با حاشیه سود پایین، با افت در فروش مواجه شود، مارجین آن حتی کمتر هم خواهد شد و حتی امکان دارد صفر یا منفی شود.

مارجین سود پایین می‌تواند به نکات خاصی درباره صنعتی که یک شرکت در آن فعالیت دارد یا شرایط کلان اقتصادی آشکار کند. به طور مثال، اگر مارجین سود یک شرکت کم باشد، می‌تواند نشان دهنده آن باشد که فروش کمتری از سایر شرکت‌ها در همان صنعت (سهم بازار کم) داشته و یا اینکه صنعتی که شرکت در آن فعالیت دارد خودش از شرایط وخیمی رنج می‌برد.

حاشیه سود همچنین به یک سری نکات راجع به توانایی شرکت در مدیریت هزینه هایش اشاره دارد. مخارج بالا نسبت به درآمد (مارجین سود پایین) ممکن است نشانگر این باشد که شرکت، احتمالاً به خاطر مشکلات مدیریتی، در حال تقلا برای پایین نگه‌داشتن هزینه‌ها است. این امر مستلزم آن است تا هزینه ها بهتر تحت کنترل قرار گیرند. مخارج بالا ممکن است به دلایل مختلفی اتفاق بیفتند، مثلاً شرکت به نسب فروش خود موجودی کالای زیادی دارد، یا اینکه کارمندان زیادی استخدام کرده یا در فضای بیش‌ از حد بزرگی فعالیت می‌کند و درنتیجه مجبور است پول اجاره زیادی بپردازد و دلایل دیگری از این‌ دست.

از طرف دیگر حاشیـه سود بالا نشانگر سودآوری شرکت است که کنترل بهتری بر هزینه‌هایش به نسبت رقبا دارد.

مارجین ها همچنین می‌توانند جنبه‌های خاصی از استراتژی قیمت گذاری یک شرکت را مشخص نمایند. به طور مثال مارجین سود پایین ممکن است نشان دهد که شرکت کالاهای خود را کمتر قیمت گذاری کرده است.

محدودیت‌های استفاده از مارجین ها

گرچه حاشیه سود نسبت مفید و محبوبی برای اندازه‌گیری سودآوری شرکت‌ها است، اما مثل هر معیار یا نسبت مالی دیگری دارای محدودیت‌هایی است که سرمایه گذاران باید در هنگام استفاده از آن، این محدودیت‌ ها را در نظر بگیرند.

اگرچه حاشیه سود محاسبه سطح مارجین می‌تواند برای مقایسه شرکت‌ها با یکدیگر بسیار مفید باشد، افراد باید از این معیار فقط جهت مقایسه شرکت‌ها در یک صنعت خاص و با مدل‌های کسب و کار و سطح درآمدی یکسان استفاده نمایند. شرکت‌ها در صنایع متفاوت اغلب مدل‌های کسب و کار مختلف با مارجین های گوناگون دارند، به همین دلیل تفسیر مقایسه‌ای بین حاشیه‌های سود آن‌ها تقریباً بی‌معنی است.

به طور مثال، شرکت‌هایی که اجناس لوکس می‌فروشند اغلب درصد سود بالایی در اجناس دارند، درحالی‌که موجودی کالا و هزینه سربار کمی دارند یا درآمد متوسطی دارند اما از حاشیـه سود بالایی برخوردارند. در سویی دیگر، شرکت‌های تولیدکننده کالاهای اساسی به دلیل نیاز به نیروی کار و فضای بیشتر، درصد سود کمی داشته و موجودی کالا و هزینه سربار نسبتاً بالایی دارند. همین‌طور ممکن است این شرکت‌ها درآمد بالایی داشته باشند، اما از مارجین پایینی برخوردارند.

محاسبه حاشیـه سود برای شرکت‌هایی که در حال ضرر کردن هستند، خیلی مفید نیست، چون آن‌ها هیچ سودی ندارند.

توضیحات مدیر مالی در مورد مارجین

اعدادی مثل فروش یا درآمد به ندرت می‌توانند چیز خاصی راجع به سودآوری شرکت در اختیار قرار دهند و نگاه کردن به درآمدهای یک شرکت اغلب کل داستان را تعریف نمی‌کند. افزایش درآمدها خوب است، ولی افزایش بدین معنی نیست که حاشیـه سود یک شرکت در حال بهبود است. به طور مثال، فرض کنید که درآمد یک سال محاسبه سطح مارجین شرکت فرضی شناسا ۱ میلیارد تومان بوده و ۷۵۰ میلیون تومان هزینه داشته باشد که مارجین سود او را ۲۵% می‌کند (۲۵%=۱۰۰۰/(۷۵۰-۱۰۰۰)). اگر در طول سال بعدی درآمدش به ۱٫۲۵ میلیارد تومان افزایش یابد و هزینه های آن به ۱ میلیارد تومان برسد، حاشیـه سود آن ۲۰% می‌شود ((۱۲۵۰-۱۰۰۰)/۱۲۵۰=۲۰%). گرچه درآمد شرکت افزایش پیدا کرده، اما حاشیه سود شرکت به خاطر افزایش سریعتر هزینه ها نسبت به درآمد، کاهش یافته است.

به همین ترتیب، افزایش یا کاهشی در مخارج شرکت ضرورتاً بدین معنی نیست که حاشیه سود شرکت در حال رشد یا کاهش است. فرض کنید که شرکت فرضی پایا درآمد و مخارجش در یک سال ۲ میلیارد و ۱٫۵ میلیارد تومان باشد. در این صورت حاشیـه سود آن ۲۵% خواهد بود. در سال بعد، شرکت یک تغییر ساختار انجام می‌دهد و مخارج خود را با حذف یک خط تولید کاهش می‌دهد، به همین خاطر درآمد کل هم کاهش می‌یابد. اگر درآمد و مخارج شرکت پایا در سال دوم ۱٫۵ میلیارد و ۱٫۲ میلیارد دلار باشد، پس مارجین سود آن حالا ۲۰% است. گرچه شرکت پایا توانست هزینه های خود را به شکل قابل‌توجهی کاهش دهد، ولی حاشیـه سود به شکل قابل ملاحظه‌ای تحت تأثیر قرار گرفت. چون درآمد سریع‌تر از مخارج با کاهش روبرو شد.

مارجین (Margin) چیست و چه کاربردی در صرافی ها دارد؟

اگر در بازارهای مالی فعالیت داشته باشید، احتمالاً اصطلاح مارجین را شنیده‌اید و با آن آشنایی دارید. این پلتفرم یکی از مهم‌ترین مفاهیم در بازار فارکس، رمز ارزها و قراردادهای CFD است؛ بنابراین هر کس که قصد دارد در این بازارها حرفه‌ای شود، باید حتماً همه‌چیز را درباره مارجین یاد بگیرد. هرکدام از کارگزاری‌های، دستورالعمل‌های مشخصی برای مشخص‌کردن این پلتفرم دارند و آن‌ها تعیین می‌کنند که به کدام دارایی‌ها و حساب‌ها Margin تعلق می‌گیرد. در این مقاله هر آنچه باید درباره این نوع وام‌دهی، نحوه محاسبه و سطح آن و ارتباط این پلتفرم با اهرم بدانید، بیان شده است.

فهرست این مقاله
مارجین و کاربرد آن در صرافی‌ ها
به پولی که تریدر به‌عنوان وثیقه نزد بروکر یا صرافی سپرده‌گذاری می‌کند، مارجین می‌گویند. دلیل این سپرده‌گذاری، جبران ریسکی است که تریدر با معاملات خود برای کارگزاری یا صرافی به وجود می‌آورد. این پلتفرم وام‌دهی معمولاً کسری از پوزیشن‌های ترید شده است و آن را با درصد نشان می‌دهند. این نوع وام‌دهی را باید سپرده‌ای برای همه معاملات باز خود در نظر گرفت. مقدار مارجینی که هر بروکر تعیین می‌کند، حداکثر میزان اهرمی (Leverage) را مشخص می‌کند که می‌توانید در حساب معاملاتی خود از آن استفاده کنید؛ درنتیجه گاهی معاملات اهرم‌دار را معاملات مارجین‌دار نیز می‌گویند. تریدرهایی که با این پلتفرم ترید می‌کنند، می‌توانند حجم معاملات خود را افزایش دهند. همچنین Margin به تریدرها اجازه می‌دهد، پوزیشن‌های اهرم‌دار (Leverage) باز کنند. با استفاده از اهرم یا لوریج می‌توان با سرمایه اولیه کم، سرمایه بیشتری را وارد بازار کرد. هر بروکری قوانین خاص و متفاوتی برای این پلتفرم دارد؛ به همین دلیل بهتر است پیش از انتخاب بروکر و شروع معاملات مارجین‌دار، ابتدا از مقررات Margin آن بروکر یا صرافی مطلع شوید. معامله با این پلتفرم مانند شمشیری دولبه است و پیامدهای کاملاً متفاوتی دارد. این قابلیت ممکن است در تریدهای شما تأثیر مثبت یا منفی داشته باشد. همان‌طور که پیش از این نیز بیان شد، با استفاده از این نوع وام‌دهی می‌توانید سودهای خود را چند برابر کنید، اما ممکن است متحمل ضررهای سنگینی نیز بشوید.
چگونگی محاسبه مارجین

برای درک بهتر نحوه محاسبه این پلتفرم بهتر است به این مثال توجه کنید. فرض کنید بروکری برای معاملات فارکس به تریدرها اهرم ۱:۲۰ می‌دهد؛ یعنی به ازای هر ۲۰ محاسبه سطح مارجین واحد از ارز در معاملات باز، ۱ واحد از آن ارز برای Margin لازم است. به‌عبارت دیگر اگر پوزیشنی ۲۰ دلاری باز کنید، مارجین این پوزیشن ۱ دلار است و آن را ۲۰/۱ یا ۵ درصد نمایش می‌دهند.
به بیان دیگر، اگر بدانیم Margin بروکری ۱۰ درصد است، باید این ۱۰ درصد را برای هر ۱۰ دلاری که ‌ترید می‌کنید، محاسبه کنید. درواقع باید ۱ دلار آن را برای مارجین در نظر بگیرید؛ به‌عبارت دیگر در این مثال اهرم معامله را باید روی ۱:۱۰ قرار دهید.
مارجین آزاد (Free Margin)
به مقدار پول آزاد در حساب‌های معاملاتی گفته می‌شود که برای معامله‌های جدید کاربرد دارد. مارجین آزاد با کم‌کردن مقدار Margin استفاده‌شده از اکوییتی (Equity) به دست می‌آید. اکوییتی نیز به موجودی کل حساب شما همراه با سودها یا ضررهای شناور حاصل از معاملات باز گفته می‌شود. تفاوت اکوییتی با بالانس یا موجودی حساب این است که بالانس به کل پولی می‌گویند که در حساب خود سپرده‌گذاری کرده‌اید (که شامل Margin استفاده‌شده برای پوزیشن‌های باز نیز می‌شود)، اما اکوییتی سود یا ضرر حاصل از پوزیشن‌های باز را نیز حساب می‌کند. اگر در حساب خود پوزیشن بازی نداشته باشید، مقدار اکوییتی با بالانس برابر خواهد بود.
مثال مارجین آزاد
فرض کنید حسابی با موجودی ۱۰۰۰ دلار و مارجین CFD 5 درصد داریم. در ادامه می‌خواهیم یک پوزیشن ۸۰۰۰ دلاری باز کنیم؛ پس در ابتدای معامله موارد زیر را خواهیم داشت:

موجودی حساب: ۱۰۰۰ دلار
مارجین: ۴۰۰ دلار (۵ درصد از ۸۰۰۰ دلار)
مارجین آزاد: ۶۰۰ دلار (اکوییتی منهای Margin استفاده‌شده)
اکوییتی: ۱۰۰۰ دلار

اگر ارزش پوزیشن ما افزایش پیدا کند و برای مثال به اندازه ۵۰ دلار سود کنیم، موارد بالا به‌صورت زیر تغییر می‌کند:

موجودی حساب: ۱۰۰۰ دلار
Margin: 400 دلار
Free Margin: 650 دلار
اکوییتی: ۱۰۵۰ دلار

Margin استفاده‌شده و موجودی حساب تغییری نمی‌کنند، اما مارجین آزاد و اکوییتی افزایش می‌یابند؛ زیرا باید سود حاصل از پوزیشن‌های باز را نشان دهند.
به یاد داشته باشید که اگر ارزش پوزیشن باز ما به‌جای افزایش، به‌اندازه ۵۰ دلار کاهش پیدا کند، Margin آزاد و اکوییتی نیز به همان نسبت کاهش می‌یابند.
سطح مارجین
یکی از مهم‌ترین مفاهیم در معاملات، سطح این پلتفرم است. Margin level نسبت اکوییتی به Margin استفاده‌شده را نشان می‌دهد. این مفهوم را به‌صورت درصدی نمایش می‌دهند و به شکل زیر محاسبه می‌شود:

Margin level: (اکوییتی / Margin استفاده شده) * ۱۰۰

کارگزاری‌ها ازاین سطح l استفاده می‌کنند تا ببینند آیا تریدرها می‌توانند پوزیشن جدیدی باز کنند یا نه. زمانی که سطح مارجین صفر درصد باشد، به این معناست که تریدر هیچ پوزیشن بازی در حساب خود ندارد. از سوی دیگر، Margin level 100 درصد یعنی اکوییتی حساب برابر با مارجین استفاده شده است. زمانی که این سطح به ۱۰۰ درصد می‌رسد، بروکر تا زمانی که تریدر پول بیشتری را به حساب خود واریز کند یا سود شناور ناشی از پوزیشن‌های باز او افزایش یابد، اجازه بازکردن پوزیشن جدید به او نمی‌دهد. تصور کنید حسابی با موجودی ۱۰ هزار دلار و پوزیشن بازی داریم که به Margin 1000 دلاری نیاز دارد. اگر بازار در جهت مخالف پوزیشن حرکت کند و ۹ هزار دلار به ما ضرر بزند، اکوییتی برابر با ۱۰۰۰ دلار خواهد بود (۱۰۰۰۰ منهای ۹۰۰۰). در چنین موقعیتی، اکوییتی با مارجین برابر می‌شود؛ یعنی سطح مارجین ۱۰۰ درصد است؛ درنتیجه نمی‌توان هیچ پوزیشن جدیدی باز کرد؛ مگر اینکه بازار به نفع ما حرکت کند و به سوددهی منجر شود یا اینکه پول بیشتری به حساب خود واریز کنیم.

برای فهم بهتر مارجین باید سطح آن را بیاموزید.
فرض کنید قیمت همان‌طور به حرکت در جهت مخالف پوزیشن ما ادامه دهد؛ در این صورت بروکر به‌صورت خودکار پوزیشن ضرر را می‌بندد. آن محدوده‌ای که بروکر با توجه به آن پوزیشن ما را می‌بندد، به سطح مارجین بستگی دارد. به این حد سطح استاپ اوت (Stop out) می‌گویند که در هر بروکری متفاوت است. بروکر پوزیشن‌ها را به‌ترتیب نزولی می‌بندد؛ بنابراین ابتدا از بستن پوزیشن‌های بزرگ‌تر شروع می‌کند. با بستن هر پوزیشن، Margin استفاده‌شده آزاد می‌شود؛ به این ترتیب سطح آن نیز افزایش می‌یابد؛ بنابراین ممکن است این سطح بالاتر از سطح استاپ اوت قرار بگیرد. اگر چنین اتفاقی رخ ندهد یا اینکه قیمت همچنان در جهت مخالف پوزیشن ما حرکت کند، بروکر به بستن پوزیشن‌های باز ادامه می‌دهد.
کال مارجین
یکی از بزرگ‌ترین کابوس‌های هر تریدر حرفه‌ای، کال مارجین‌شدن است. زمانی که سطح Margin از حد مشخصی که سطح کال مارجین نام دارد، پایین‌تر برود، بروکر به شما اخطار Margin call می‌دهد. سطح کال مارجین در هر بروکری به‌طور متفاوتی محاسبه سطح مارجین محاسبه سطح مارجین محاسبه می‌شود، اما معمولاً Margin call شدن قبل از استاپ اوت‌شدن اتفاق می‌افتد. درواقع این اخطار به تریدرها می‌گوید که بازار در حال حرکت در جهت مخالف شماست؛ پس باید براساس حرکت آن اقدامات لازم را انجام دهید. بروکرها به این دلیل اخطار کال مارجین می‌دهند تا از موقعیت‌هایی که تریدر از پس هزینه ضرر خود برنمی‌آید، اجتناب کنند. باید توجه داشت، در موقعیت‌هایی که بازار به‌سرعت در جهت مخالف پوزیشن شما حرکت می‌کند، ممکن است بروکر فرصت نداشته باشد که پیش از رسیدن به سطح استاپ اوت، این اخطار را بدهد. حتماً فکر می‌کنید که چطور باید از این موقعیت دوری کرد؟ پاسخ این است که اگر به‌طور منظم موجودی حساب خود را چک کنید و در همه پوزیشن‌های خود از حد ضرر (Stop loss) استفاده کنید، دیگر لازم نیست نگران Margin call باشید.

Call Margin یکی از خطرات احتمالی استفاده از Margin است.
یکی محاسبه سطح مارجین دیگر از روش‌های مؤثر برای گرفتارنشدن در دام کال مارجین، برنامه‌ریزی مناسب برای مدیریت ریسک است. با مدیریت مؤثر ریسک‌های احتمالی، درک بهتری از آن‌ها پیدا کرده و پوزیشن‌های خود را در جایی باز می‌کنید که ریسک کمتر و حساب‌شده‌تری به همراه داشته باشد.
مزایا و معایب استفاده از Margin

این پلتفرم نیز مانند همه امکانات معاملاتی، مزایا و معایبی دارد که می‌توان آن‌ها را به‌صورت ریسک‌ها و پاداش‌ها در نظر گرفت. میزان ریسک یا پاداش این پلتفرم وام‌دهی تا حد زیادی به استراتژی معاملاتی نیز بستگی دارد.
مزایا
اگر در معاملات خود به‌درستی از Margin استفاده کنید، از مزایای زیر بهره‌مند می‌شوید:

با استفاده از این پلتفرم می‌توان سود بسیار بیشتری در مقایسه با استفاده از موجودی حساب استاندارد به دست آورد.
ارزش حساب خود را با سرعت بیشتری افزایش می‌دهید.
تریدرهای باتجربه راحت‌تر و سریع‌تر معاملات خود را ارزیابی می‌کنند و در آن واحد تصمیم می‌گیرند.
به سرمایه اولیه کمتری برای ترید نیاز دارید؛ بنابراین پول خود را روی موقعیت دیگری سرمایه‌گذاری می‌کنید.

معایب و ریسک‌ ها

از آنجا که در معاملات مارجین‌دار، حجم معاملات بالاست، با استفاده از آن حساب خود را در معرض خطر ضررهای سنگین قرار می‌دهید.
معامله با Margin برای تریدرها استرس بسیاری دارد.
ممکن است کال مارجین شوید؛ در این صورت یا باید سرمایه بیشتری را به حساب خود وارد کنید یا اینکه بعضی از سرمایه‌های خود را بفروشید تا بتوانید پول وثیقه را آزاد کنید.

ملزومه مارجین (Margin requirement)
Margin به‌عنوان درصدی از اندازه کل پوزیشن در نظر گرفته می‌شود؛ به ‌عبارت دیگر این پلتفرم به ارزش نظری پوزیشنی گفته می‌شود که می‌خواهید باز کنید.

Margin Requirement چه مفهومی دارد؟
دو عامل در Margin مورد نیاز تأثیر‌گذارند: جفت ارزی که معامله می‌کنید و بروکر. ممکن است در بروکرها و حساب‌های مختلف با Margin Requirement های مختلفی مانند ۲۵/۰ درصد، ۵/۰ درصد، ۱ درصد، ۲ درصد، ۵ درصد، ۱۰ درصد و بالاتر مواجه شوید. به این درصدها Margin requirement می‌گویند. تعریف دیگری که باید یاد بگیرید، Required Margin است؛ یعنی مقدار مارجینی که برای ارز هر کشور مشخص می‌شود. هر پوزیشنی که باز می‌کنید، Required Margin خاصی دارد که نزد بروکر بلوکه می‌شود. برای درک بهتر این مفهوم، به مثالی که در ادامه آمده است، توجه کنید.
فرض کنید می‌خواهیم روی جفت ارز EUR/USD ترید کنیم. برای اینکه بتوانیم بدون اهرم به ‌اندازه ۱۰۰ هزار دلار یورو/ دلار بخریم یا بفروشیم، باید در حساب خود ۱۰۰ هزار دلار موجودی داشته باشیم؛ یعنی به‌اندازه کل ارزش یک لات. در این مرحله Required Margin نقش خود را ایفا می‌کند که اگر ۲ درصد باشد، برای بازکردن و باز نگه‌داشتن معامله ۱۰۰ هزار دلاری روی جفت ارز یورو / دلار، تنها ۲ هزار دلار کفایت می‌کند و نیازی نیست از کل سرمایه خود استفاده کنید.
ارتباط Margin و اهرم (Leverage)
برای موفقیت در بازارهای مالی باید تفاوت بین Margin و اهرم یا لوریج را بدانید. این دو در معاملات با یکدیگر مرتبط هستند، اما از نظر معنایی با هم تفاوت دارند. تا اینجای کار، درک کاملی از این موضوع پیدا کردیم که مارجین چیست. Margin به پولی گفته می‌شود که تریدرها نزد بروکر یا صرافی سپرده‌گذاری می‌کنند تا پوزیشن‌های خود را باز نگه دارند. از سوی دیگر، اهرم نیز به تریدرها کمک می‌کند تا با حجم بیشتری معامله کنند.

نقش اهرم در معاملات مارجین‌ دار
برای مثال اگر نسبت اهرم در بروکری ۱:۳۰ باشد، یعنی تریدر می‌تواند به ‌اندازه ۳۰ برابر موجودی حساب خود ترید کند. فرض کنید تریدری برای بازکردن پوزیشن جدید، ۵ هزار دلار در حساب خود دارد. اهرم ۱:۳۰ این امکان را به او می‌دهد تا به اندازه ۱۵۰ هزار دلار معامله کند. ارتباط اهرم و Margin به این شکل است که اهرم در معاملات مشخص می‌کند چه درصدی از ارزش کل معامله (Margin) برای بازکردن پوزیشن لازم است؛ بنابراین اگر Margin برابر با ۳/۳ درصد باشد، اهرم این بروکر ۱:۳۰ خواهد بود. در همین راستا، اگر ۵ درصد باشد، متوجه می‌شویم که نسبت اهرم ۱:۲۰ است و بقیه نسبت‌ها و درصدها نیز به همین ترتیب محاسبه می‌شوند.
کاربرد Margin در صرافی‌ ها
شاید با خود فکر کنید چرا صرافی‌ها و بروکرها باید پول بیشتری را برای معامله در اختیار تریدرها بگذارند؟ در پاسخ باید گفت، با اینکه تریدرها با استفاده از اهرم می‌توانند حجم معاملات خود را افزایش دهند، وجود قابلیتی به نام Margin سبب می‌شود معاملات قبل از اینکه بروکر یا صرافی را متضرر کنند، بسته شوند؛ درنتیجه از این نظر برای صرافی‌ها ضرری به همراه ندارند. از سوی دیگر، زمانی که تریدر در معاملات اهرم‌دار خود سود می‌کند، صرافی یا بروکر نیز با دریافت کارمزد از آن معامله سود می‌برد. به این ترتیب مارجین ابزاری کاربردی برای صرافی‌ها به شمار می‌آید.
جمع‌ بندی
همان‌طور که پیش از این بیان شد، یکی از مهم‌ترین اصولی که در مسیر تبدیل‌شدن به تریدر حرفه‌ای به شما کمک می‌کند، یادگیری مفهوم مارجین است. بسیاری از تریدرها بر این باورند که این پلتفرم ابزار خطرناکی است که البته با مواردی که عنوان کردیم، منطقی است آن‌ها چنین عقیده‌ای داشته باشند. با این حال اگر راه استفاده مؤثر از این نوع وام‌دهی را یاد بگیرید و به اندازه کافی تجربه ترید داشته باشد، دیگر جای نگرانی نیست و با استفاده از آن به سودهای کلانی دست می‌یابید.

توجه: با وجود اینکه دو صرافی کوینکس و کوکوین هر دو فعلا بدون نیاز به تغییر IP فعالیت می‌کنند اما بهتر است برای امنیت بیشتر از IP ثابت خارج از ایران استفاده کنید.
برای ورود به صرافی کوینکس حتما باید با IP خارج از ایران وارد شوید.

راهنمای قدم به قدم ترید مارجین (معاملات Margin) در بایننس

معاملات مارجین یا معاملات حاشیه‌ای به طور کلی دارای امکان وام گرفتن (Borrow) از کارگزار برای خرید سهام و کسب سود بیشترند. حساب معاملات مارجین (Margin Trading) قدرت خرید شما را افزایش می‌دهد و به شما امکان می‌دهد از پول شخص دیگری برای افزایش شانس کسب سود خود با استفاده از اهرم (Leverage) مالی استفاده کنید. این دسته از معاملات گاهی با معاملات و قراردادهای فیوچرز و بخصوص پرپچوال فیوچرز اشتباه گرفته می‌شوند، اما این دو کاملا با هم متفاوتند.
معاملات حاشیه ای سود بالاتری نسبت به معاملات سنتی در بازار اسپات دارند اما خطرات بیشتری نیز به همراه دارند. حال ما نحوه افتتاح حساب معاملات مارجین (Margin Trading) برای ترید ارزهای دیجیتال در صرافی بایننس (بهترین و بزرگترین صرافی حال حاضر ارزهای دیجیتال در دنیا)، نحوه انتقال رمز ارز و بسیاری نکات دیگر را در این مقاله بررسی می‌کنیم. اگر نیاز دارید قبل از مطالعه‌ی این مقاله‌ی تخصصی، کمی بیشتر با صرافی بایننس، ابتدائیات آن و آموزش ثبت نام در آن آشنا شوید ، اول این مقاله را مطالعه کرده و سپس به مقاله‌ی فعلی برگردید.

فهرست مطالب

آموزش نحوه افتتاح حساب معاملات مارجین (Margin Trading) در بایننس

برای افتتاح حساب معاملات مارجین پس از ورود به اکانت بایننس، نشانگر موس را روی آیکن پروفایل در گوشه بالای سمت راست صفحه قرار دهید. این قسمت برا هرکس متفاوت بوده و دو حرف اول آدرس ایمیل شما را نمایش می‌دهد. پس از باز شدن منوی آبشاری، روی ایمیل کلیک کرده و وارد داشبورد حسابتان شوید.

آموزش نحوه افتتاح حساب معاملات مارجین (Margin Trading) در بایننس

پس از آن، وارد داشبورد حساب‌تان خواهید شد. در این صفحه، موجودی اکانت را مشاهده می‌کنید. در زیر قسمت «Balance Details»، روی «Margin» کلیک کرده تا فرایند افتتاح حساب مارجین در بایننس آغاز شود.

اطلاعات حسابآموزش نحوه افتتاح حساب معاملات مارجین (Margin Trading) در بایننس

در مرحله بعد، تذکری درباره ریسک انجام معاملات Margin مشاهده می‌کنید. لطفا این قسمت را با دقت خوانده و سپس روی گزینه «Open Margin Account» کلیک کنید.

اخطار ورود به حساب مارجین

لطفا با دقت توافقنامه حساب مارجین را خوانده و در صورت موافقت با شرایط استفاده (Terms and Conditions)، باکس مربوطه را تیک زده و روی «I Understand» کلیک نمائید.

اخطار ورود به حساب مارجین

نحوه انتقال وجه و ارز دیجیتال به حساب مارجین بایننس

پس از فعال کردن اکانت Margin، قادر به ارسال وجه و رمز ارز از والت عادی بایننس به کیف پول ماجین تریدینگ خود خواهید بود. برای این کار، روی تب «Wallet» کلیک کرده و پس از انتخاب گزینه «Margin»، از سمت راست صفحه روی دکمه «Transfer» کلیک نمائید.

نحوه انتقال وجه و ارز دیجیتال به حساب مارجین بایننس

سپس ارز دیجیتال مورد نظر را برای ارسال انتخاب کنید. در این قسمت، برای مثال BNB را انتخاب می‌کنیم.

انتقال وجه و ارز دیجیتال به والت مارجین بایننس

در این مرحله، مقدار رمز ارز مورد نظر برای ارسال از کیف پول معمولی صرافی (Exchange Wallet) به والت مارجین (Margin Wallet) را در قسمت «Amount» وارد کرده و روی گزینه «Confirm transfer» کلیک کنید.

انتقال وجه و ارز دیجیتال به والت مارجین بایننس

نحوه وام گیری (Borrow) ارز دیجیتال

پس از انتقال BNB به کیف پول معاملات مارجین، می‌توانید از این ارزهای انتقال داده شده به‌عنوان وثیقه (Collateral) جهت وام گیری استفاده نمائید. موجودی و تراز والت معاملات Margin شما، به نسبت ثابت ۵ به ۱، مقدار ارزی که قادر به وام گیری هستید را نشان می‌دهد. بنابراین مثلا اگر یک واحد بیت کوین داشته باشید، می‌توانید ۴ واحد BTC دیگر وام بگیرید. در این مثال، ما ۰/۰۲ بیت کوین وام می‌گیریم.

نحوه وام گیری (Borrow) ارز دیجیتال در مارجین بایننس

پس از انتخاب رمز ارز و مقدار مورد نظر برای وام گیری، روی گزینه «Confirm borrow» کلیک نمائید.

تایید وام گیری در مارجین بایننس

در این مرحله، بیت کوین های وام گرفته شده وارد حساب Margin شما خواهند شد. حال با داشتن ۰/۰۲ واحد BTC به علاوه نرخ بهره آن به‌عنوان بدهی، قادر به معامله و ترید ارز دیجیتال وام گرفته شده خواهید بود. نرخ بهره هر یک ساعت یکبار بروزرسانی می‌شود. برای مشاهده جفت‌های ارزی موجود و نرخ بهره آن‌ها، به صفحه کارمزد معاملات مارجین مراجعه کنید.

از صفحه «Wallet Balance» و انتخاب تب «Margin» نیز می‌توانید وضعیت فعلی حساب مارجین خود را مشاهده نمائید.

حساب مارجین صرافی بایننس

سطح مارجین (Margin Level)

از سمت راست صفحه، سطح مارجین را مشاهده می‌کنید که بر اساس ارزهای وام گرفته شده یا همان بدهی کل (Total Debt) و مقدار رمز ارز نگهداری شده به‌عنوان وثیقه (Collateral) در حساب مارجین تریدینگ (Account Equity)، سطح ریسک شما محاسبه می‌شود.

سطح ریسک یا Risk Level بسته به تحرکات بازار تغییر می‌کند، بنابراین در صورت تغییر قیمت برخلاف جهت پیش‌بینی شما، امکان لیکوئید شدن دارایی‌های‌تان نیز وجود دارد. به خاطر داشته باشید که در صورت نقد شدن پوزیشن، کارمزد اضافی از شما دریافت خواهد شد.

سطح مارجین در صرافی بایننس چیست

فرمول محاسبه سطح مارجین به صورت زیر است:

سطح مارجین= ارزش کل دارایی \ (مقدار کل وام گرفته شده + سود کل حاصل شده)

Margin Level = Total Asset Value / (Total Borrowed + Total Accrued Interest)

اگر سطح مارجین شما به ۱/۳ برسد، یک Margin Call دریافت خواهید کرد. مارجین کال یادآوری است که به شما می‌گوید یا مقدار وثیقه‌تان را (از طریق ارسال ارز بیشتر به حساب) افزایش داده، یا وام مربوطه را (از طریق بازگرداندن ارز وام گرفته شده) کاهش دهید.

در صورت رسیدن مارجین لِول به ۱/۱، دارایی‌های شما به صورت خودکار لیکوئید خواهند شد، به این معنا که بایننس برای تسویه وام گرفته شده، دارایی‌های مربوطه را به قیمت بازار می‌فروشد.

برای اطلاع از جزئیات پوزیشن‌های فعلی‌تان، روی گزینه «Positions» کلیک کنید. برای مشاهده ارزش تتری (USDT) پوزیشن‌ها، از قسمت راست صفحه گزینه «USDT Benchmark» را انتخاب نمائید.

مشاهده ارزش تتری ارزهای دیجیتال مارجین

آموزش نحوه انجام معاملات مارجین در بایننس

برای ترید با استفاده از وجوه وام گرفته شده، وارد صفحه «Exchange» شده و با انتخاب تب «Trade»، با استفاده از سفارشات لیمیت (Limit)، مارکت (Market)، استاپ لیمیت (Stop-Limit) و OCO به معامله بپردازید.

نحوه انجام معاملات مارجین بایننس

نحوه بازگردانی بدهی و تسویه ارزهای وام گرفته شده

برای بازپرداخت بدهی، روی گزینه «Borrow/Repay» کلیک کرده و وارد تب «Repay» شوید.

نحوه بازگردانی بدهی و تسویه ارزهای وام گرفته شده در صرافی binance

مقدار کلی بدهی قابل پرداخت، جمعی از کل دارایی‌های وام گرفته شده به علاوه نرخ بهره است. پیش از ادامه، حتما از وجود مقدار وجه لازم در حساب برای بازپرداخت اطمینان حاصل کنید.

در این مرحله، کوین و مقدار مورد نظر برای تسویه را انتخاب کرده و روی گزینه «Confirm repayment» کلیک نمائید. به خاطر داشته باشید که برای بازگرداندن بدهی، حتما باید از همان ارز وام گرفته شده استفاده نمائید.

تایید بازپرداخت بدهی در مارجین بایننس

دکمه سوئیچ (Switch Button)

در صفحه مارجین، در کنار قسمت موجودی‌ها (balances)، دکمه سوئیچ را می‌بینید. این دکمه به شما اجازه می‌دهد تا به راحتی بین حالت Asset (سفارشات عادی) و حالت Margin (سفارشات مارجین) تغییر وضعیت دهید. به‌عنوان مثال، اگر ۵ واحد توکن BNB در حساب مارجین‌تان داشته باشید، در کل قادر به محاسبه سطح مارجین فروش ۱۵ واحد BNB خواهید بود.

توجه داشته باشید که به‌جای دکمه معمولی «Sell BNB»، دکمه «Margin Sell BNB» را خواهید داشت.

قسمت دکمه سوییچ در صرافی بایننس

بنابراین، اگر مایل به فروش مارجین ۷ واحد BNB هستید، سیستم به صورت خودکار ۲ واحد BNB برای شما وام می‌گیرد. (به خاطر داشته باشید که موجودی واقعی شما ۵ واحد BNB است).

فروش بصورت مارجین در صرافی بایننس

پس از کلیک روی دکمه «Margin Sell BNB»، پیام تائید زیر برای شما نمایش داده می‌شود:

پیام تایید سفارش در مارجین بایننس

بنابراین، دکمه سوئیچ به شما اجازه می‌دهد تا پس از افتتاح حساب معاملات مارجین، سریعا قادر به وام گیری ارز باشید. البته، بعدا باید به صورت دستی این بدهی را بازگردانید.

بازگرداندن دوباره ارز دیجیتال به حساب عادی

اگر می‌خواهید ارزهای دیجیتال‌تان را از والت مارجین به کیف پول عادی بایننس برگردانید، روی گزینه «Transfer» کلیک کرده و با استفاده از دکمه بین دو والت، جهت ارسال رمز ارزها را تغییر دهید.

بازگرداندن دوباره ارز دیجیتال به حساب عادی

بدون پراخت هیچگونه کارمزدی می‌توانید از یک والت به یک والت دیگر رمز ارز ارسال کنید. اما توجه داشته باشید که اگر هم‌اکنون دارایی وام گرفته‌اید، سطح ریسک شما به‌خاطر کاهش موجودی کیف پول مارجین افزایش خواهد یافت. در صورتی که سطح ریسک بیش از حد افزایش یابد، احتمال لیکوئید شدن دارایی‌ها نیز وجود دارد. بنابراین بهتر است پیش از استفاده از معاملات Margin، نحوه کار آن‌ها را یاد بگیرید.

یک محاسبه سطح مارجین محاسبه سطح مارجین مثال

آلیس پیش‌بینی می‌کند که قیمت بایننس کوین (BNB) افزایش خواهد یافت، بنابراین خواهان باز کردن یک پوزیشن لانگ (خرید) لوریج دار برای ارز دیجیتال BNB است. برای این کار، ابتدا مقداری ارز به والت مارجین خودش می‌فرستد و بیت کوین وام می‌گیرد. در مرحله بعد، از این بیت کوین‌های وام گرفته شده برای خرید بایننس کوین استفاده می‌کند.
در صورتی که مطابق انتظار آلیس قیمت BNB افزایش یابد، وی می‌تواند دارایی‌های خودش را فروخته و بیت کوین‌های وام گرفته شده را به‌همراه نرخ بهره مربوطه بازگرداند. هرچه از این معامله باقی بماند، سود آلیس خواهد بود.
البته معاملات مارجین باعث تشدید هر دوی سود و زیان می‌شوند. بنابراین اگر بازار برخلاف پوزیشن آلیس حرکت کند، ضرردهی وی نیز بزرگتر خواهد شد.
اگر در رابطه با نحوه‌ی ترید در صرافی بایننس، استفاده از سرویس سیگنال برای ترید در صرافی بایننس یا پرسش از سرویس کپی تریدینگ اکسلایت برای ترید در اسپات و فیوچرز بایننس سوالی داشتید، خوشحال می‌شویم از طریق چت سایت یا باقی راه‌های ارتباطی، بی‌درنگ آن را از اکسلایت بپرسید.
در آخر لازم به ذکر است که در نوشتن این مقاله، از مقاله‌ای در سایت Academy.Binance کمک گرفته‌ایم.

حاشیه سود (Profit Margin)

حاشیه سود (خالص) که مارجین هم به آن گفته می شود، یکی از نسبت های سودآوری است که از تقسیم سود (خالص) بر درآمد یا فروش به دست می‌آید. سود خالص که آخرین خط از صورت سود و زیان است، با کسر کردن همه هزینه های شرکت، از جمله هزینه های عملیاتی، هزینه مواد اولیه و هزینه های مالیاتی، از کل درآمد به دست می آید.

در حسابداری و مالی، میزان سودآوری یک شرکت را نسبت به درآمد (فروش) آن با استفاده از مارجین اندازه گیری می کنند.

حاشیه سود یا مارجین به زبان ساده

حاشیه سود به شکل درصدی بیان می‌شود و به عبارتی مشخص می‌کند که یک شرکت در ازای هر 100 میلیون تومان فروش (درآمد)، چند میلیون سود به دست می آورد. برای مثال، اگر مارجین سود خالص شرکتی 20% باشد، به این معنی است که این شرکت در ازای هر 100 میلیون تومان فروش، 20 میلیون تومان سود خالص کسب می کند.

انواع حاشیه سود و نحوه محاسبه آن ها

حاشیه سود انواع مختلفی دارد، که از طریق تحلیل عمودی صورت سود و زیان هم می توان آن ها محاسبه کرد.

حاشیه سود ناخالص (Gross Profit Margin)

حاشیه سود ناخالص از تقسیم سود ناخالص بر درآمد به دست می آید. برای محاسبه مارجین سود ناخالص از فرمول زیر استفاده می کنیم:

Gross Profit Margin = Gross Profit / Revenue *100

حاشیه سود عملیاتی (Operating Profit Margin)

حاشیه سود عملیاتی از تقسیم سود عملیاتی (EBIT) بر درآمد به دست می آید. مارجین سود عملیاتی برای ارزیابی سودآوری شرکت از عملیات اصلی آن مورد استفاده قرار می گیرد. برای محاسبه آن از فرمول زیر استفاده می کنیم:

Operating Profit Margin = Operating Profit / Revenue x 100

حاشیه سود خالص (Net Profit Margin)

حاشیه سود خالص از تقسیم سود خالص (Net Profit) بر درآمد به دست می آید و یکی از پر کاربرد ترین نسبت های مالی است که تحلیلگر های مالی با استفاده از آن میزان سودآوری شرکت را با توجه به فروش یا درآمد های شرکت مورد ارزیابی قرار می دهند.

روش محاسبه مارجین سود خالص از طریق فرمول زیر نمایش داده شده است:

Net Profit Margin = Net Income / Revenue x 100

کاربرد ها و تحلیل حاشیه سود و مارجین

در سطحی ابتدایی، مارجین پایین می‌تواند این‌طور تعبیر شود که سود دهی شرکت چندان ایمن نیست. اگر شرکتی با حاشیه سود پایین، با افت در فروش مواجه شود، مارجین آن حتی کمتر هم خواهد شد و حتی امکان دارد صفر یا منفی شود.

مارجین سود پایین می‌تواند به نکات خاصی درباره صنعتی که یک شرکت در آن فعالیت دارد یا شرایط کلان اقتصادی آشکار کند. به طور مثال، اگر مارجین سود یک شرکت کم باشد، می‌تواند نشان دهنده آن باشد که فروش کمتری از سایر شرکت‌ها در همان صنعت (سهم بازار کم) داشته و یا اینکه صنعتی که شرکت در آن فعالیت دارد خودش از شرایط وخیمی رنج می‌برد.

حاشیه سود همچنین به یک سری نکات راجع به توانایی شرکت در مدیریت هزینه هایش اشاره دارد. مخارج بالا نسبت به درآمد (مارجین سود پایین) ممکن است نشانگر این باشد که شرکت، احتمالاً به خاطر مشکلات مدیریتی، در حال تقلا برای پایین نگه‌داشتن هزینه‌ها است. این امر مستلزم آن است تا هزینه ها بهتر تحت کنترل قرار گیرند. مخارج بالا ممکن است به دلایل مختلفی اتفاق بیفتند، مثلاً شرکت به نسب فروش خود موجودی کالای زیادی دارد، یا اینکه کارمندان زیادی استخدام کرده یا در فضای بیش‌ از حد بزرگی فعالیت می‌کند و درنتیجه مجبور است پول اجاره زیادی بپردازد و دلایل دیگری از این‌ دست.

از طرف دیگر حاشیـه سود بالا نشانگر سودآوری شرکت است که کنترل بهتری بر هزینه‌هایش به نسبت رقبا دارد.

مارجین ها همچنین می‌توانند جنبه‌های خاصی از استراتژی قیمت گذاری یک شرکت را مشخص نمایند. به طور مثال مارجین سود پایین ممکن است نشان دهد که شرکت کالاهای خود را کمتر قیمت گذاری کرده است.

محدودیت‌های استفاده از مارجین ها

گرچه حاشیه سود نسبت مفید و محبوبی برای اندازه‌گیری سودآوری شرکت‌ها است، اما مثل هر معیار یا نسبت مالی دیگری دارای محدودیت‌هایی است که سرمایه گذاران باید در هنگام استفاده از آن، این محدودیت‌ ها را در نظر بگیرند.

اگرچه حاشیه سود می‌تواند برای مقایسه شرکت‌ها با یکدیگر بسیار مفید باشد، افراد باید از این معیار فقط جهت مقایسه شرکت‌ها در یک صنعت خاص و با مدل‌های کسب و کار و سطح درآمدی یکسان استفاده نمایند. شرکت‌ها در صنایع متفاوت اغلب مدل‌های کسب و کار مختلف با مارجین های گوناگون دارند، به همین دلیل تفسیر مقایسه‌ای بین حاشیه‌های سود آن‌ها تقریباً بی‌معنی است.

به طور مثال، شرکت‌هایی که اجناس لوکس می‌فروشند اغلب درصد سود بالایی در اجناس دارند، درحالی‌که موجودی کالا و هزینه سربار کمی دارند یا درآمد متوسطی دارند اما از حاشیـه سود بالایی برخوردارند. در سویی دیگر، شرکت‌های تولیدکننده کالاهای اساسی به دلیل نیاز به نیروی کار و فضای بیشتر، درصد سود کمی داشته و موجودی کالا و هزینه سربار نسبتاً بالایی دارند. همین‌طور ممکن است این شرکت‌ها درآمد بالایی داشته باشند، اما از مارجین پایینی برخوردارند.

محاسبه حاشیـه سود برای شرکت‌هایی که در حال ضرر کردن هستند، خیلی مفید نیست، چون آن‌ها هیچ سودی ندارند.

توضیحات مدیر مالی در مورد مارجین

اعدادی مثل فروش یا درآمد به ندرت می‌توانند چیز خاصی راجع به سودآوری شرکت در اختیار قرار دهند و نگاه کردن به درآمدهای یک شرکت اغلب کل داستان را تعریف نمی‌کند. افزایش درآمدها خوب است، ولی افزایش بدین معنی نیست که حاشیـه سود یک شرکت در حال بهبود است. به طور مثال، فرض کنید که درآمد یک سال شرکت فرضی شناسا ۱ میلیارد تومان بوده و ۷۵۰ میلیون تومان هزینه داشته باشد که مارجین سود او را ۲۵% می‌کند (۲۵%=۱۰۰۰/(۷۵۰-۱۰۰۰)). اگر در طول سال بعدی درآمدش به ۱٫۲۵ میلیارد تومان افزایش یابد و هزینه های آن به ۱ میلیارد تومان برسد، حاشیـه سود آن ۲۰% می‌شود ((۱۲۵۰-۱۰۰۰)/۱۲۵۰=۲۰%). گرچه درآمد شرکت افزایش پیدا کرده، اما حاشیه سود شرکت به خاطر افزایش سریعتر هزینه ها نسبت به درآمد، کاهش یافته است.

به همین ترتیب، افزایش یا کاهشی در مخارج شرکت ضرورتاً بدین معنی نیست که حاشیه سود شرکت در حال رشد یا کاهش است. فرض کنید که شرکت فرضی پایا درآمد و مخارجش در یک سال ۲ میلیارد و ۱٫۵ میلیارد تومان باشد. در این صورت حاشیـه سود آن ۲۵% خواهد بود. در سال بعد، شرکت یک تغییر ساختار انجام می‌دهد و مخارج خود را با حذف یک خط تولید کاهش می‌دهد، به همین خاطر درآمد کل هم کاهش می‌یابد. اگر درآمد و مخارج شرکت پایا در سال دوم ۱٫۵ میلیارد و ۱٫۲ میلیارد دلار باشد، پس مارجین سود آن حالا ۲۰% است. گرچه شرکت پایا توانست هزینه های خود را به شکل قابل‌توجهی کاهش دهد، ولی حاشیـه سود به شکل قابل ملاحظه‌ای تحت تأثیر قرار گرفت. چون درآمد سریع‌تر از مخارج با کاهش روبرو شد.

کال مارجین یا مارجین کال

برای درک بهتر دو مفهومcal margin یا مارجین کال، یک یه یک آنها را بررسی می کنیم. margin cal در فارکس چیست؟ مارجین کال به زبان ساده، زمانی است که حساب یک فرد وارد ضرر شدید می شود در واقع از مارجین آن حساب در حال کاسته شدن است. در این صورت معامله گر آلارمی مبنی بر margin cal شدن دریافت می کند این یک تعریف از margin cal به زبان ساده بود.

توجه: مارجین پولی است که در یک حساب معاملاتی موجود و جهت ترید و معامله در دسترس است.

زمانی که margin cal می شویم چه اتفاقی می افتد ؟

پس از توضیح در خصوص margin cal به زبان ساده، ببینیم زمانی که مارجین کال می شویم چه اتفاقی می افتد؟ اگر با فضای معاملاتی متاتریدر آشنا باشید، قطعا می دانید که مارجین لول (margin level) نقش مهمی ایفا می کند و به صورت درصد بیان می شود و همواره باید رصد شود. هرچه بیشتر وارد ضرر شوید اکوئیدی (Equidity) کمتر میشود و همینطور سطح (درصد) مارجین لول کم می شود، این کم شدن تا جایی ادامه پیدا میکند که به رقم %100 برسد. در این هنگام اصطلاحا می گوییم که فرد margin cal شده است و نوار طوسی رنگ پایین صفحه، به رنگ قرمز به مفهوم آلارم درمی آید و به صورت مداوم سه مشخصه margin و free margin و margin level روشن و خاموش می شوند و این بدین معناست که شما اجازه معامله کردن ندارید. در واقع free margin (پول آزاد) برای پوزیشن جدید ندارید.

محاسبه margin cal

در ادامه بحث و بررسی موضوع cal margin یا مارجین کال می خواهیم ببینیم که روش محاسبه margin cal در فارکس چیست؟

برای بررسی این که بدانیم حساب ما در سلامت بسر می برد یا خیر(health account) باید همواره عدد مارجین لول (margin level) را بررسی کنیم.

فرمولی وجود دارد که این فرمول به ما می گوید که وضعیت سلامت حساب ما به چه صورت است.

محاسبه مارجین لول = اکوئیدی (Equity) تقسیم بر مارجین (margin) ضربدر 100

درصدی که مارجین لول به ما نشان می دهد بسیار مهم است و در واقع همه چیز است، این مقدار اگر به %100 برسد معنای آن این است که خیلی وارد ضرر شده ایم و حساب مارجین کال شده است. هرچه بیشتر وارد ضرر بشوید سطح اکوئیدی پایین تر می رود و در نتیجه مارجین لول از 100% هم کمتر می شود.

نکته : رقم مارجین لول کاملا بسته به بروکر دارد و حسابی که در آن بروکر افتتاح کرده اید. بروکرهای مختلف اعداد مختلفی برای margin cal شدن ارائه می دهند. بسته به نوع حساب، 100 یا 80 یا حتی 120 درصد، در اینجا ما به عنوان مثال عدد 100 را استفاده کردیم.

تفاوت مارجین کال با کال مارجین چیست ؟

در ادامه صحبتمان در خصوصcal margin یا مارجین کال بعد از پرداختن به سوال مارجین کال در فارکس چیست؟ در این قسمت به تفاوت margin cal با کال مارجین خواهیم پرداخت. در margin cal معامله گر به دلیل آنکه سطح مارجین لول با قرار گرفتن در ضرر شدید، حسابش مارجین کال می شود و آلارمی مبنی بر margin cal شدن دریافت می کند. یعنی هنوز فرصت جبران کردن را یا از طریق شارژ حساب و یا از طریق بستن برخی معاملاتی که در ضرر بالا هستند و یا هج معاملات (البته زیاد توصیه نمیشود) را دارد. اما در موقعیت cal margin، ضرر به حدی بالاست که امکان دارد کل حساب از دست برود و تریدر کل سرمایه خود را از بین ببرد. در این صورت همیشه پوزیشن هایی که در حال دادن ضرر بالاست بسته می شوند و در اصطلاح cal margin شده است و حسابش به صفر نزدیک شده است. روش بسته شدن پوزیشنهای در ضرر اینگونه است که: اول پوزیشنی که بیشترین ضرر را دارد بسته می شود تا سطح درصدی مارجین لول بالاتر برود، این کار تا جایی انجام می گیرد که یا حساب به حالت امن یعنی سطح درصدی مارجین لول بالا برسد و یا کل مارجین تریدر به صفر نزدیک بشود.

لازم به ذکر است یک درصدی بروکر در هر حساب مشخص میکند که اگر مارجین لول به آن درصد برسد، در حساب اولین بیشترین ضرر بسته می شود و به آن درصد از سطح مارجین لول (stop out) گفته می شود. در بروکرهای مختلف بسته به اکانت تایپ بروکر متفاوت است و می تواند 0% شروع و حتی تا 50% تغییر کند.

یعنی اگر مارجین لول به این درصدها برسد اولین بیشترین ضرر بسته می شود و اینکار ادامه پیدا میکند که یا حساب به حالت عادی برگردد و یا از دست برود.

cal margin فارکس چیست ؟

خوب، حال ببینیم در این قسمت از مقاله کال مارجین یا mrgin cal، مفهوم cal margin چیست؟ یاcal margin به چه معناست؟ کال مارجین به زبان ساده اینگونه است که، زمانی که میزان ضرر در معاملات از حد مجاز بیشتر شود برای مثال %30 وجه تضمین اولیه، و اخطاریه ای برای افزایش وجه تضمینی صادر می گردد و میزان موجودی حساب شما مثلا از %70 درصد وجه تضمین اولیه پایینتر برود در اصطلاح به این حساب cal margin گفته می شود. شما بسته به بروکرتان و درصدی که برای حسابتان تعیین می کند تنها مجاز به ضرر کردن تا آن سطح مشخص شده هستید. ( برای مثال %30)

سطح cal margin را از کجا بدانیم ؟

سطح cal margin چیست؟ در مورد کال مارجین یاmargin cal گفتیم که سطح cal margin یک عدد توافقی بین بروکر و معامله گر است و چنانچه رقم ضرر بزرگتر از عدد توافی باشد فرد کال مارجین می شود. برای دانستن این سطح همواره باید نگاهتان به میزان اکوئیدی و مارجین لول باشد (فرمول cal margin) و همواره آنها را رصد کنید تا بتوانید از قرار گرفتن در وضعیت کال مارجین یا مارجین کال دوری کنید و یک معامله ایمن انجام بدهید در ادامه به شما خواهیم گفت که چگونه cal margin میشویم و چطور باید از آن دوری کرد. البته اگر حجم معاملات خود را رعایت کنید و (money management) داشته باشید هیچ اتفاقی برای حسابتان نخواهد افتاد.

قانون cal margin چیست؟

در مورد کال مارجین یا margin calببینیم که قانون کال مارجین به چه معناست؟ و چه می گوید؟ قانون کال مارجین به زبان ساده می گوید نباید ضرر از حد مشخص بالاتر رود. که اگر این اتفاق بیفتد طبق قانون و فرمول کال مارجین سیستم عامل معاملاتی شما را از معامله خارج خواهد کرد و یا اینکه وضعیت ترید و معامله تان بطور کل بسته خواهد شد لذا بسیار ضروری است که همواره سطح مارجین و اکوئیدی را بررسی کنیم. می توان گفت که تا آنجا که می توان نباید گرفتار کال مارجین یا margin cal شد.

در چه صورت کال مارجین می شویم ؟

در اینجای مقاله کال مارجین یا margin cal ببینیم که چگونه کال مارجین میشویم ؟

1.بروکر ها برای افزایش قدرت معامله تریدرها اهرم در اختیار آنها قرار می دهند. مقادیر اهرم ها متفاوت هستند.(1:50، 1:100، 1:200،… و یا 1:500، 1:3000) استفاده از اهرم ها بسیار شیرین به نظر می رسد اما نباید نا آگاهانه و بی منطق از آنها استفاده کرد. برای مثال یک حساب 200 دلاری استفاده از اهرم 1:1000 اصلا منطقی نیست و باعث میشود که در وضعیت کال مارجین یا مارجین کال قرار بگیرید. پس یکی از دلایل کال مارجین نشدن، استفاده کردن صحیح از اهرم معاملاتی (leverage) می باشد.

2.عامل دیگر انتخاب حد ضرر(stop محاسبه سطح مارجین loss) بجا و هوشمندانه

3.اصرار به ماندن برای مدت زمان طولانی در یک ترید ناموفق و امیدوار به آنکه سیر صعودی پیدا کند و وارد سود شود.

با عنایت به موارد بالا می توان از کال مارجین شدن جلوگیری کرد.

کال مارجین در معاملات طلا

نکته ای که در این بخش از مبحث کال مارجین یا magin cal عنوان می کنیم دانستن این نکته است که شاخص ها، جفت ارزها و طلا چقدر مارجین نیاز دارد دارای اهمیت است.

سعی کنید از فرمول زیر برای همیشه استفاده کنید تا گرفتار مارجین کال و کال مارجین نشوید.

در یک حساب معاملاتی با لوریج 1:100 حداکثر از ده درصد مارجین کل استفاده نمایید و این درصد را در پنج قسمت (پوزیشن) در صورت نیاز وارد پوزیشن شوید. اگر نیاز به توضیحات بیشتر باشید واحد پشتیبانی بروکر نیکس از نظر تخصصی همیشه آماده پشتیبانی هستند.

سخن پایانی

تفاوت cal margin یا مارجین کال ، بسیار در انجام معاملات نقش مهمی دارند. پس همانند سایر مواردی که در مقالات گذشته بررسی کردیم، آموختن کاربرد این دو اصطلاح نیز ضروری و لازم می باشد. گفتیم که تفاوت کال مارجین یا margin cal، هر کدام به چه معناست چه هنگام و چطور اتفاق می افتند.
در واقع قبل از آنکه شروع به ترید واقعی کنیم بهتر است که با حساب دمو (آزمایشی)، با کاربردهای سیستم معاملاتی که قرار است با آن ترید کنیم آشنا شویم تا هم تجربه ترید کسب کنیم و هم بدانیم که هر یک از قسمتهای پلتفرم چه مفهوم و پیامی دارند؟
در مقاله تفاوت کال مارجین یا margin cal، سعی ما بر ساده کردن مطالب جهت درک بهتر آن برای شما عزیزان بوده است.
جهت هرگونه ابهام، سوال، مشاوره می توانید از طریق راههای ارتباطی از جمله چت آنلاین با مشاورین بروکر نیکس تماس بگیرید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.