نتیجه گیری از بورس منفی


نوسان گیرى روزانه در بورس

نوسان را می توان تغییرات قیمت سهام در کوتاه مدت تعریف کرد.

نوسان گیر

افرادی که در بازه زمانی کوتاه مدت کار کرده و از نوسان قیمت ها بهره می گیرند، را نوسان گیر می گویند.

برای نوسان گیری در بورس چه شرایطی داشته باشیم؟

نوسان گیرى نیازمند دانش در زمینه تابلوخوانى و روان شناسى بازار است بنابراین در صورتى که تجربه و دانش کافى درباره ى بورس دارید به نوسان گیرى فکر کنید.

بازه نوسان گیرى از یک ساعت تا یک ماه مى باشد، اما جدیدا نوسان گیرى روزانه ممنوع شده است و بنابراین مى توان گفت بازه زمانى آن به دو روز تا یک ماه تغییر یافته است.

مزایا و معایب نوسان گیری روزانه در بورس

مزایای نوسان گیری

پرهیجان و جذاب:

براى کسانى که عاشق معامله گرى هستند تعداد معاملات بالا در بازه هاى زمانى کوتاه از لذت خاصى برخوردار است.

ریسک پایین در کلیت سرمایه:

نوسان گیرى ریسک پذیرى پایینى دارد، چرا که مدیریت سرمایه به ما اجازه نمى دهد درصد خاصی از سرمایه خود را وارد نوسان گیری کنیم.(توضیحات بیشتر در ادامه آمده است)

بازدهی بالا:

این روش از بازدهى بالایى نسبت به مدت زمان سرمایه گذاری برخوردار است و در صورت عملکرد مؤفق بسیار مفید است.

نیاز نداشتن به بررسی بنیاد سهم:

در این روش نیاز به بررسى بنیادى سهام نداریم، تابلوی سهم برای ما مهم است. همانطور که مى دانید مبحث بنیادى براى بسیارى از افراد پیچیده است.

دقت بالای معاملات:

در نوسان گیرى دقت معاملات بالاست چرا که دقیقا با توجه به شرایط روز بازار معاملات انجام مى شوند.

نقدشوندگی بالا:

این روش نقدشوندگى بالایى هم دارد چرا که شما نهایتا یک ماه سهم را نگهدارى مى کنید.

معایب نوسان گیری

پرداخت کارمزد بالا:

براى نوسان گیرى روزانه در بورس در نظر داشته باشید که به هر میزان سود کنید ١.۵ درصد از آن را باید به عنوان کارمزد به کارگزارى بپردازید در صورتى که معمولا بیشترین سود نوسان گیرى ١٠ یا نهایتا ۱۵ درصد است.(البته کارمزد در نوسان گیری اهمیت دارد وگرنه در بقیه معاملات ۱ یا ۲ درصد تفاوت چندانی ایجاد نمی کند)

نیاز به تسلط روحی:

با توجه به هیجاناتی که معامله گر در طول معاملات خود متحمل می شود، باید به روان خود تسلط داشته باشد تا از معاملات هیجانی دوری کند و بتواند عملکرد مناسبی داشته باشد. از تمام معاملاتى که به دید نوسانى انجام مى دهید انتظار سود نداشته باشید در واقع اگر ٣ معامله از ۵ معامله نوسانى سودساز باشد شما معامله گر بسیار خوبى هستید.

۳ نکته طلایی در نوسان گیری

یک: ریسک به ریوارد در معاملات نوسانی

حتما براى ورود به سهم ریسک به ریوارد آن را در نظر بگیرید، در معاملات نوسانى ریسک به ریوارد یک به دو منطقى است.

دو: به حد ضرر زمانی پایبند باشید

دقت داشته باشید که به دید نوسانى هم با سهم بمانید، در واقع در معاملات نوسانى باید هم حد ضرر قیمتى و هم حد ضرر زمانى را رعایت کنید. به این معنى که اگر پیش بینى کردید که سهم در بازه یک هفته به شما سود خواهد داد، پس از تمام شدن این زمان چه سهم تان به سودسازى رسید و چه نرسید از آن خارج شوید.

سه: میانگین کم نکنید

نکته ى دیگر این است که در صورتى که سهمى که به دید نوسانى خریدید به حد ضرر رسید باید آن را بفروشید و میانگین کم کردن یا خرید پله در این نوع معاملات معنایى ندارد.

چطور سرمایه خود را در انواع معاملات تقسیم بندی کنیم؟

حالت اول: اگر بازار روند خنثی یا نزولی داشته باشد

در ادامه به شما خواهم گفت که سرمایه خودتان را چطور تقسیم کنید؛ در صورتى که بازار روند خنثى یا نزولى داشته باشد شما باید ٢٠ درصد از کل سرمایه تان را نقد نگه دارید و بقیه آن را به سهام کوتاه مدتى یا میان مدتی، بلند مدتى و نوسانى تقسیم کنید، ١۵ درصد از باقیمانده سرمایه تان را براى نوسان گیرى، ٣٠ درصد کوتاه مدتى یا میان مدتى و ٣۵ درصد آن را در سهام بلند مدتى سرمایه گذارى کنید، لازم به ذکر است درصد های گفته شده برای افراد با شخصیت های سرمایه گذاری مختلف، می تواند متفاوت باشد.

حالت دوم: اگر بازار روند صعودی داشته باشد

در صورتى که بازار صعودى باشد مى توانید ١٠ درصد از کل سرمایه را نقد نگه دارید و با ٢۵ درصد از آن نوسان گیرى کنید.

۴ ویژگی روحی نوسان گیر

ریسک پذیرى

ریسک معاملات نوسانى به نسبت بقیه معاملات بالاتر است بنابراین فقط در صورتى که فرد ریسک پذیرى هستید به سراغ این معاملات بروید.

در نوسان گیرى عاملى که مى تواند بسیار به شما آسیب بزند این است که در صورتى که سهم شما به سود پیش بینى شده نرسید طمع بورزید و سهم تان را نفروشید، بنابراین حتما حد ضرر را رعایت کنید.

مسئولیت پذیرى

مسئولیت ۱۰۰% معاملات خود را بپذیرید، در صورتى که در تحلیل تان اشتباه کردید اشتباه خود را بپذیرید و سعى کنید آن را رفع کنید.

داشتن استراتژى

در ادامه درباره اینکه استراتژى نوسان گیرى چه باشد بحث خواهیم کرد.

نکات مهم در تعیین استراتژی نوسان گیری

تشخیص سهام مستعد نوسان

معمولا براى نوسان گیرى سهام شرکت هاى کوچک را خریدارى مى کنیم، براى تشخیص این شرکت ها مى توانید از فیلتر زیر استفاده کنید، منظور از شرکت هاى کوچک آن است که ارزش بازار سهام بین ٢٠٠-۵٠٠ میلیارد باشد.

فیلتر شرکت های زیر ۵۰ میلیارد تومان

تعیین نقاط ورود و خروج به سهم

تسلط کافی بر مباحث تکنیکال تا نقاطی مناسبی برای ورود به سهم پیدا کنیم و از سوی دیگر در بهترین مکان از سهم خارج شویم.

سرعت عمل در خرید و فروش

در نوسان گیری به علت آنکه نهایتا ۱۰ درصد سود قرار است از بازار بگیریم بنابراین مهم است که سهم را حتی ۲-۳ درصد پایین تر بخریم و به همین منظور باید سرعت عمل لازم را برای معاملات خود داشته باشیم.

در تمام تایم بازار باید سهام را چک کنید.

هر استراتژی ای که بخواهید تعیین کنید، باید در تمام تایم بازار آنلاین باشید و تابلوی سهم را زیر نظر داشته باشید، یک نوسان گیر، یک موج سوار ماهر است.

برای نوسان گیری چه پارامترهایی باید بررسی شوند؟

١.در صورتى که قیمت پایانى و قیمت آخرین معامله یک فاصه یک درصدى یا بیشتر داشته باشند، الگوى ساعت مثبت اتفاق افتاده است و احتمال مى رود که سهم روز بعد هم مثبت باشد.

٢.حتما چک کنید که حجم مبناى سهم پر شده باشد این نشان از آن دارد که سهم در وضعیت قابل قبولی است.

٣.توجه کنید که حجم معاملات سهم بیش از دو برابر میانگین حجم ماه سهم باشد، این مورد نشان از آن دارد که سهم در منطقه ى مناسب تکنیکالى قرار دارد و براى نوسان گیرى ١٠ درصدى مناسب است.

فیلتر حجم مشکوک:

فیلتر تست شده می باشد و مشکلی ندارد، با توجه به اینکه فیلتر از دیتای ۳۰ روز گذشته استفاده می کند، ممکن است در دریافت دیتا از سایت سازمان بورس اختلال بوجود بیاید.

۴.سرانه خرید و فروش را به دست بیاورید و دقت کنید که قدرت دست خریداران باشد. اگر سرانه خرید هر حقیقى بالاى ۵٠ میلیون باشد ملاک بسیار خوبی محسوب می شود.

یک نکته مهم

نوسان گیری بهتر است در صف خرید و صف فروش انجام نشود مگر آن که، صف فروش در حال نتیجه گیری از بورس منفی جمع آوری باشد.

نوسان گیران یا بازیگر سهم هستند که سرمایه سنگینی دارند یا سهامداران خرد حقیقی که سرمایه محدود دارند.

۶ راه شناسایی سهام مناسب نوسان گیری

یک: سهامی که در صف فروش، حجم بالایی می خورند و اصطلاح صف فروش آن ها در حال جمع شدن است.

دو: سهامی که نزدیک بازه سال خود هستند، سهام مناسبی برای نوسان گیری می باشند.

سه: راه دیگر شناخت سهم مناسب براى نوسان گیرى آن است که به لیدر هر گروه نگاه کنیم و اگر لیدر رشد مناسبى داشته باشد انتظار مى رود بقیه هم گروه هاى سهم هم رشد داشته باشند.

چهار: گروه پیشتاز بازار را شناسایى کنید به این صورت که چند روز متوالى سهام فیلتر پول هوشمند را بررسى کنید سهام پر تکرار احتمالا به ما گروه پیشتاز را نشان خواهند داد.

پنج: راه دیگر آن است که سهام وابسته را پیدا کنید به عنوان مثال سهم جهرم و فسا سهام وابسته هستند به این معنى که در صورتى که یکى از آنها رشد داشته باشد سهم دیگر نیز رشد خواهد کرد.

شش: سهامی که ورود پول در آن ها اتفاق می افتد ولی قیمت پایانی آن ها مثبت نمی شود.

تشخیص سهام وابسته نیاز به تجربه دارد.

شش: همچنین سهامى که در یک روز معاملاتى از مثبت به منفى یا از منفى به مثبت مى روند هم مستعد نوسان گیرى هستند.

در ادامه فیلترها و راهکارهای دیگری را نیز معرفی می کنیم.

فرمول طلایی چرتکه در نوسان گیری

مدتی است از شهریور ماه ۹۹، از فرمول خاصی در آکادمی چرتکه، برای نوسان گیری استفاده می کنیم، که در فیلم زیر به طور خلاصه و کامل توضیح داده ایم.

نوسان گیری چیست؟

برای سرمایه‌گذاری و کسب سود در بازار بورس و سرمایه، روش‌های مختلفی وجود دارد که یکی از این روش‌ها نوسان گیری است. این روش مناسب سرمایه‌گذاران با دید کوتاه‌مدت می‌باشد. در روش نوسانگیری، سرمایه‌گذار طی بازه زمانی کوتاهی حدودا یک تا سه روزه سهمی را خریداری و پس از نوسان‌گیری اقدام به فروش می‌کند. درست است که این روش کسب سود ساده نیست، اما بخاطر جذابیت و هیجان سودهی باعث شده تا سرمایه‌گذاران زیادی از این روش استفاده کنند. در این مقاله سعی داریم شما را با روش نوسان‌گیری به طور کامل آشنا کنیم.

قبل از اینکه به توضیح نوسان گیری بپردازیم، بهتر است اول شما را با واژه نوسان و نوسان‌گیر آشنا کنیم. به نوسانات و تغییرات قیمت سهام در بازه کوتاه‌مدت، نوسان می‌گویند. به افرادی که در این بازه زمانی کوتاه‌مدت، از تغییرات قیمت سهام برای کسب سوددهی استفاده می‌کنند را نوسان گیر گویند.

نوسان گیری چیست؟

خرید و فروش در بازه زمانی کم برای کسب سودهای 3 تا 10 درصدی را نوسان گیری در بازار بورس می‌گویند. البته نوسان گیری روشی پیچیده است و باید مهارت بالایی در زمینه تابلوخوانی و بازارخوانی داشته باشید. در واقع هر سرمایه‌گذاری قادر به انجام این روش نیست و افراد زیادی پس از ورود به بازار سرمایه، به خاطر طمع کسب سود کوتاه مدت و نداشتن اطلاعات کافی درباره نوسان گیری دچار ضررهای سنگینی می‌شوند. همانطور که این روش می‌تواند خیلی سریع شما را به سود قابل توجه‌ای برساند، در همان زمان هم می‌تواند باعث از دست رفتن سرمایه شما شود پس با ما همراه باشید.

سرمایه‌گذارانی که به دنبال نوسان گیری در بازار بورس هستند به دو دسته تقسیم می‌شوند

افرادی که خود آغازکننده موج صعودی سهم هستند.

افرادی که موج‌سوار هستند. این دسته از افراد بر موج ایجاد شده سوار می‌شوند و روند را ادامه می‌دهند.

دسته اول افرادی هستند که خریدهای پله ای را آغاز می‌کنند. ولی دسته دوم زمانی که اخبار مثبت سهام آغاز شده توسط گروه اول را می‌شنوند بر موج ایجاد شده سوار می‌شوند. پس صورت گرفتن معاملات بین این دو گروه، قیمت سهم افزایش پیدا می‌کند و صف خرید روی سهم ایجاد می‌شود. در این زمان نوبت خروج گروه اول می‌شود و عرضه روی سهم افزایش پیدا می‌کند.

حال اگر دسته دوم شانس خوبی داشته باشند و شرکت دلایل دیگری برای بالا بردن ارزش سهم داشته باشد، موج سواران تا مدتی روی روند صعودی ادامه می‌دهند. اما اگر این اتفاق نیفتد پس از خارج شدن گروه اول، ممکن است سهام نتیجه گیری از بورس منفی ریزش کند و گروه دوم ضرر کنند. در واقع گروه اول با داشتن مهارت نوسان گیری از این معامله سود کردند.

اطلاعات و ابزارهای موردنیاز نوسان گیری

دانستن اطلاعات نهانی شرکت

نوسان گیرانی که به صورت حرفه ای در بورس فعالیت می‌کنند، بیش‌تر از دیگر افراد از اطلاعات نهانی و برنامه‌های شرکت باخبرند. این دسته از افراد به خاطر ارتباط با بازیگران سهم و دانستن اخبار مهم شرکت ، قادر خواهند بود تا جز اولین گروه‌های وارد شده به سهم باشند و از تمام تغییرات و نوسانات قیمت بهره بگیرند. زمانی که اطلاعات شرکت به صورت عمومی در اختیار مردم قرار می‌گیرد این دسته از نوسان گیران از سهام خارج می‌شوند.

تحلیل تکنیکال

در حال حاظر یکی از روش های رایج نوسان گیری در بورس تحلیل تکنیکال می‌باشد. با این روش سرمایه‌گذاران با برسی نمودارهای قیمتی سهام در بازه زمانی کوتاه‌مدت، نقاط حمایتی را پیدا کرده و وارد سهم می‌شوند، پس از رشد چن درصد سهام آن را فروخته و وارد بازار دیگری می‌شوند.

نوسان گیری با استفاده از از جو حاکم در بازار بورس

گاهی اوقات انتشار یک خبر باعث رشد دسته جمعی سهام می‌شود. ممکن است این خبر شایعه باشد اما در این زمان نوسان گیران حرفه‌ای اقدام به خرید سهام می‌کنند و در زمان مناسب سهم را می‌فروشند. در نظر داشته باشید که شایعات و اینگونه اخبار معمولا زمانی که بازار در شرایط مساعدی قرار دارد، اتفاق می‌افتد.

مهارت و تجربه

نوسان گیران حرفه ای به کمک مهارت تابلوخوانی می‌دانند که در چه زمانی وارد و چه زمانی از سهام خارج شوند. سهم‌های فرابورسی بهترین انتخاب برای نوسان گیری است. این سهام برای رشد حداکثری در یک روز، نیازی به حجم مبنا ندارد و زودتر تحت تاثیر جو بازار قرار می‌گیرد.

نوسان گیران مبالغ کمی را سرمایه‌گذاری نمی‌کنند. سود 5 تا 10 درصدی زمانی به صرفه است که هزینه کارمزد آن بالا نباشد. در نتیجه نوسان گیر محدودیت سرمایه ای ندارد، سرمایه کلان در مدت زمان کم بهترین بازدهی را برای نوسان گیر به همراه دارد.
مقاله پیشنهادی:کسب درآمد از بازی کردن ! + با ارزهای دیجیتال

عرضه و تقاضا

قیمت سهام بر اساس عرضه و تقاضا است. به طور مثال زمانی که که تقاضا برای یک سهم به اندازه‌ای قوی باشد که بتواند به عرضه یا همان فروشنده غلبه کند، قیمت سهم رشد می‌کند اما زمانی که قدرت فروشنده بیشتر و عرضه بیشتر از تقاضا باشد، قیمت سهم افت می‌کند. بنابراین با دانستن میزان عرضه و تقاضا شانس نوسان گیران به مراتب بیشتر است.

بهترین حالت بازار برای نوسان گیری

بازار دارای سه حالت صعودی،نزولی و خنثی است. زمانی که بازار در حالت صعودی باشد بهتر است بخرید و نگه‌دارید. در حالت نزولی بهترین کار نظاره‌گر بودن است، تا شروع روند صعودی بازار صبر کنید سپس اقدام به خرید کنید. اما بهترین زمان برای نوسان گیری حالت خنثی است، زیرا می‌توانید با قیمت پایین سهم خریداری کنید و پس از مدت کوتاهی به سود کافی برسید.

معایب نوسان گیری در بورس

ایجاد حباب در بورس

زمانی که فاصله بین قیمت یک سهم و ارزش ذاتی آن زیاد شود، حباب تشکیل می‌شود. افزایش زیاد نوسان گیری در بازار باعث ایجاد حباب قیمتی می‌شود.

هزینه بالا

علاوه بر این که روش نوسان گیری نیاز به سرمایه زیادی دارد، کارمزد و مالیات نیز می‌تواند تاثیر زیادی در بالا رفتن هزینه داشته باشد. البته مالیات و کارمزد هزینه چندانی ندارد، ولی با تکرار این روند در بلند مدت می‌تواند هزینه چشمگیری به همراه داشته باشد.

استرس زیاد

نوسان‌گیری در بازار بورس استرس بیشتری را به افراد نوسان‌گیر تحمیل می‌نماید. به این گونه که افراد باید تصمیم‌های مهمی را در مدت زمان محدودی بگیرند، که این امر فشار و استرس زیادی را به آنان تحمیل می‌کند. اما با برنامه‌‌ریزی دقیق می‌توان از استرس این تصمیمات تا حد زیادی کاست.

محدودیت زمانی

تعهد زمانی از دیگر مشکلات نوسان گیری است. به عنوان مثال اگر نوسانگیری از ساعت 12 شب وارد معامله‌ای شود، دقیقه به دقیقه باید بازار را بررسی کند. بنابراین برای کسانی که زمان لازم را در اختیار ندارند مشکل ساز است.

پیج اینستاگرام محمد فاموریان

سخن آخر

بهتر است برای انتخاب یک روش معاملاتی با توجه به محدودیت‌های فردی تصمیم بگیرید. هر روشی دارای جنبه منفی و مثبت می‌باشد. نوسان گیری در زمان کم با وجود استرس بالا، هیجان بالایی نیز دارد. اما نوسان گیری روشی پیچیده است که هزینه چشمگیری دارد. استرس و ایجاد حباب قیمتی از دیگر نکات منفی این روش می‌باشد. توصیه می‌شود که برای استفاده از این روش اول مهارت کافی جهت نوسان گیری را کسب کنید.

شاخص کل هم وزن بورس چیست؟

یکی از موضوعاتی که اغلب در اصطلاحات بورسی و مطالعه بازارهای مالی با آن مواجه می‌شویم، شاخص‌های مختلف ارزش گذاری در بازار سهام است. شاخص‌ها به تحلیلگران کمک می‌کنند تا هر سهم را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند. اما قبل از پرداختن به آن، بهتر است انواع شاخص‌های بورس را بهتر بشناسید. امروزه چندین شاخص کلیدی در بازار سهام وجود دارند که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، شاخص کل هم وزن است. این شاخص زیر مجموعه شاخص کل محسوب می‌شود و برای بررسی آن باید از مفهوم هر دو اطلاع داشته باشید.

بنابراین در این مقاله ابتدا کمی درباره شاخص کل صحبت می‌کنیم و سپس به بررسی شاخص کل هم وزن می‌پردازیم. در ادامه همراه وبلاگ فانوس باشید.

شاخص کل چیست؟

شاخص کل قیمت که به آن شاخص کل نیز می‌گویند، به تغییر سطح عمومی قیمت‌ها در کل بازار اطلاق می‌شود و میانگین افزایش یا کاهش قیمت سهام در بازار را نشان می‌دهد. این تغییرات مربوط به تاریخ مبدا یعنی سال 1369 است. سال پایه سالی است که نوسانات قیمت در آن حداقل بوده و به عنوان مبدا تغییر انتخاب می‌شود. این شاخص همان شاخصی است که در اخبار و گزارش‌ها شنیده می‌شود و نماد صعود یا سقوط بازار است. ولی این تعریف خیلی دقیق نیست، بنابراین در ادامه مقاله جزئیات آن را به طور مفصل بیان می‌کنیم.

این شاخص تنها منعکس کننده تغییرات قیمت سهام در سطح بازار بوده و فاقد معیارهای دیگری مانند سود نقدی است. وقتی می‌گوییم شاخص کل 10 درصد افزایش یافته است، یعنی میانگین قیمت سهام شرکت‌های بورسی نسبت به سال پایه (1369) 10 درصد افزایش داشته است. نکته دیگر اینکه، این شاخص همه‌ی شرکت‌ها را در نظر می‌گیرد و در صورت توقف سهام، قیمت آخرین معامله در نظر گرفته می‌شود. اگر نتیجه گیری از بورس منفی سهام تمامی شرکت‌های بازار را متناسب با وزن سرمایه هر شرکت در پرتفوی خود داشته باشید، تغییر در شاخص کل، دقیقا میزان سود و زیان شما را نمایش می‌دهد.

به عنوان مثال اگر شاخص کل از ابتدای سال از 10000 واحد به 15000 واحد افزایش یافته باشد، میانگین بازده سود و قیمت سهام 50 درصد افزایش یافته است. البته به این معنا نیست که همه شرکت‌ها محاسبات شاخص خود را تا 50 درصد سود افزایش داده‌اند. یک شرکت ممکن است سود کرده باشد و شرکتی هم شاید ضرر داشته باشد. اما این مفهوم، شاخص میانگین قیمت و سود کلیه شرکت‌های بورسی را نشان می‌دهد.

در واقع شاخص کل قیمت، میانگین کل بازار است. همچنین شاخص کل در مواردی مانند افزایش سرمایه، افزایش و کاهش شرکت‌ها و ادغام شرکت‌ها از طریق مطالبات سهامداران، تعدیل می‌شود تا تغییرات ناشی از این اتفاقات بر ارزش شاخص تاثیری نداشته باشد. در ضمن، افزایش سرمایه از محل پس‌انداز و پرداخت نقدی موجب تعدیل این شاخص نخواهد شد.

مهم‌ترین نکته در این شاخص، وزن شرکت‌ها است. در فرمول شاخص، ارزش فعلی یک سهم شامل تعداد سهام و قیمت آن، در شاخص کل لحاظ می‌شود. در نتیجه هر چه تعداد سهام یک شرکت بیشتر باشد، قیمت آن در شاخص کل بیشتر تغییر می‌کند. شاخص بورس یک شاخص ساده و در دسترس است که ما را از تغییرات قیمت کلی بازار آگاه می‌کند.

شاخص کل هم وزن

شاخص کل هم وزن چیست؟

پس از مشکلاتی که در ارزیابی شاخص کل وجود داشت، نیاز شد که از شاخصی دقیق‌تر و با انعطاف بیشتر استفاده کرد. گاهی اوقات فقط باید تغییر شاخص قیمت را بررسی کرد و نیاز به محاسبه وزن سهامی که در شاخص کل وجود نداشت، نیست. معاملات کد به کد و هدفمند در سهام‌های بزرگ برای مثبت شدن مصنوعی بازار، از عوامل دیگری بود که نیاز به شاخص وزن را افزایش داد. پس از بررسی‌های فراوان، شاخص هم وزن در تاریخ 5 اسفند 1387 توسط سایت مدیریت فناوری بورس در دسترس افراد قرار گرفت.

در این شاخص تمامی شرکت‌های بورسی دارای وزن یکسان در نظر گرفته شده‌اند، بنابراین تاثیر معاملات کد به کد و هدفمند بر این شاخص خنثی می‌شود. افزایش قیمت هر سهم در این شاخص یکسان است. شاخص هم وزن با افزایش سرمایه تعدیل نمی‌شود و فقط با اضافه یا حذف شدن شرکت و تقسیم سود نقدی تعدیل می‌شود.

فرق شاخص کل بورس با شاخص هم وزن

در هنگام بررسی اصطلاحات بورسی، اطلاع از تفاوت‌های بین شاخص کل و شاخص هم وزن مهم است. شاخص هم وزن بر اساس میزان سرمایه نیست، بلکه بازده اکثر شرکت‌ها را بررسی می‌کند. این شاخص بر خلاف شاخص کل، نشان‌دهنده مقدار مثبت و منفی بورس است. در واقع وزن و اندازه شرکت‌ها در این سهم ملاک نیست و سهم آن‌ها یکسان در نظر گرفته می‌شود. این شرایط در شاخص فرابورس نیز وجود دارد.

از دیدگاه فعالان در بورس، شاخص کل هم وزن نمای روشن‌تری از روند بازار به دست می‌دهد و امتیاز بیشتر سهام‌های شاخص‌ساز را در نحوه محاسبه شاخص کل کسب می‌کند. هنگامی که شاخص هم وزن منفی است، یعنی بازدهیِ بیشتر از نصف شرکت‌های بورسی در بازار کاهش یافته است. در مقابل شاخص هم وزن مثبت یعنی بازدهی بیش از نیمی از شرکت‌های موجود در بازار افزایش یافته است. بنابراین اگر می‌گوییم شاخص کل صعودی است یا به عبارتی شاخص کل مثبت است، حتما به این معنا نیست که همه شرکت‌ها در بازار سرمایه فعلی در حال رشد هستند.

اندازه‌گیری رشد بازار با وزن شاخص نتیجه گیری از بورس منفی کل، دقیق‌تر است. اما نداشتن دانش و مهارت کافی در این زمینه باعث گمراهی مردم و تفسیر نادرست از شرایط بازار می‌شود. در شاخص کل، اکثر شرکت‌ها احتمالا بازدهی منفی خواهند داشت. اما فقط به عبارتی مثبت بودن برخی شرکت‌های بزرگ، شاخص کل را مثبت می‌کند. در شاخص هم وزن بورس، شاخص با توجه به میزان بازدهی اکثر شرکت‌ها نمایش داده می‌شود نه بر اساس سرمایه بیشتر.

تعداد شرکت‌های پذیرفته شده در بورس به قدری زیاد است که به راحتی می‌توان تحت تاثیر برخی نوسانات شاخص قرار گرفت. بنابراین استفاده از نمودارها و اندازه‌های شاخص کل به عنوان تنها معیار ارزیابی بازار، کمکی به درک روند بازار نمی‌کند و تنها از این طریق می‌توان شدت هیجان بازار را احساس و درک کرد. همچنین در شاخص هم وزن، مقدار افزایش یا کاهش سود به یک میزان موثر است.

در واقع باید بدانید که شاخص کل، معیار مناسبی برای افزایش یا کاهش بازار سرمایه نیست و تنها عملکرد بورس را منعکس می‌کند. برای درک بهتر این موضوع می‌توان به این نکته اشاره کرد که تغییرات صعود یا نزول شرکت‌های بزرگ با توجه به مثبت و منفی شدن آنها می‌تواند منجر به تغییر در شاخص کل شود. به این دلیل که شاخص هم وزن شرایط بازار را بهتر نشان می‌دهد.

شاخص هم وزن بورس

نتیجه‌گیری

در رابطه با موارد فوق، نمی‌توان گفت که کدام یک از این دو شاخص بر دیگری برتری دارد. دانستن این نکته ضروری است که هر شاخصی در رابطه با ویژگی‌ها و ماهیت خود دارای مزایا و معایب است. اما به طور کلی استفاده از شاخص کل، دید وسیع‌تری از وضعیت بازار به شما می‌دهد که در آن نقش شرکت‌های بزرگ از اهمیت بیشتری برخوردار است. اما اگر به دنبال این هستید که جزئیات بیشتری به دست آورید یا بدانید که بازار روندی صعودی دارد یا نزولی، پس بهتر است شاخص کل هم وزن بورس را در نظر بگیرید.

اگر هنوز اپلیکیشن خودتان را آپدیت نکرده اید از دو لینک زیر نسخه های جدید را از گوگل پلی و بازار دریافت کنید 😊

نتیجه گیری از بورس منفی

چکیده: در کشور هایی که حجم نقدینگی بالا است بهترین مسیر برای این نقدینگی جذب آن ها توسط پر بازده-ترین پروژه ها است. چنین تخصص منابعی کمک چشمگیری هم به توسعه اقتصادی آن کشور می کند و هم بهترین بازده ممکن را برای صاحبان سرمایه به ارمغان می آورد. در تحقق این امر بازار های سرمایه نقش غیر قابل انکاری دارند. بازار نتیجه گیری از بورس منفی های سرمایه پل ارتباطی مهمی بین سرمایه گذران و صنعت هستند و مهمترین ویژگی این پل ارتباطی کارایی آن است. بازار کارا بازاری است که کسی قادر به پیش بینی قیمت های آتی جهت کسب سود غیر عادی نیست. کارایی بازار دارای سه سطح ، ضعیف، نیمه قوی و قوی است. در سطح ضعیف با کمک اطلاعات تاریخی از قیمت ها، امکان پیش بینی قیمت ها آتی وجود ندارد. در سطح نیمه قوی با کمک هر نوع اطلاعات عمومی امکان پیش بینی قیمت های آتی وجود ندارد و نهایتاً در سطح قوی با کمک هر نوع اطلاعاتی حتی اطلاعات محرمانه امکان پیش بینی قیمت-های آتی وجود ندارد. در این تحقیق کارایی در سطح ضعیف و نیمه قوی بازار بورس اوراق بهادار تهران مورد آزمایش قرار گرفته است. برای آزمودن این دو سطح از توصیه های تکنیک CAN SLIM کمک گرفته شده است. تکنیک CAN SLIM شامل توصیه هایی برای بستن سبد سهام است که هر حرف مشمول یک توصیه می شود. در این تحقیق از دو فاکتور مهم که در توصیه های این تکنیک گنجانده شده است برای بررسی پیش بینی پذیری قیمت های سهام در بازار بورس اوراق بهادار بهادار تهران استفاده شده است.این دو فاکتور یک رشد سود به ازای هر سهم و دیگری اثر ضربه ای است. با توجه به نتایج به دست آمده مربوط به اثر ضربه ای ، بین بازده های متوالی روزانه، هفتگی و ماهانه همبستگی-های مثبت 3635/0 ، 2880/0 و 1957/0 وجود دارد که نشان دهنده پیش بینی پذیری قیمت های آتی با کمک قیمت های گذشته است.جهت بهره بردن از اثر ضربه ای موجود در قیمت های روزانه ، دو استراتژی برای خرید فروش و نگهداری ارایه شده است که یکی برای کسب بازده غیر عادی و دیگری برای جلوگیری از ضرر یا فروش استقراضی است. این دو استراتژی در 1193 روز کاری مختلف پیاده سازی شده اند. با توجه به نتایج به دست آمده از پیاده سازی این دو استراتژی، با سطح اطمینان 95% بازده حاصل از استراتژی اول حداقل %1 بیشتر از بازده متناظر حاصل از شاخص کل بازار است و بازده حاصل از استراتژی دوم کمتر از بازده متناظر حاصل از شاخص کل بازار است. این دو نتیجه نیز عدم کارایی بازار بورس اوراق بهادار تهران در سطح ضعیف را تایید می کنند. با توجه به نتایج بدست آمده از دومین فاکتور مورد بررسی در تحقیق، بین رشد سود به ازای هر سهم تعدیل شده نسبت به قیمت و بازده های آتی سهام های فعال در بورس بین 16/9/1387 تا 29/8/1392 همبستگی مثبت 1328/0 وجود دارد. با توجه به این همبستگی کم بین این دو متغیر می توان نتیجه گرفت که این دو متغیر نا همبسته هستند و در مورد کارایی در سطح نیمه قوی نتیجه خاصی نمی توان گرفت. برای بهره بردن از این فاکتور در بازار بورس اوراق بهادار تهران دو استراتژی خرید، نگهداری و فروش اریه شده است که یکی برای کسب بازده غیر عادی و دیگری برای جلوگیری از ضرر یا فروش استقراضی است. بازه نگهداری برای این دو استراتژی یک ساله است. این دو استراتژی در چهار سال متوالی پیاده سازی شده-اند. با توجه با نتایج به دست آمده از پیاده سازی این دو استراتژی استراتژی اول در سه سال موفق به کسب بازده بیش از بازده متناظر از شاخص کل شده است و در یک سال بازده آن %74/1 کمتر از بازده شاخص کل متناظر با آن شده است. استراتژی دوم که هدف آن کسب بازده کمتر از شاخص بود، در سه سال بازده کمتر از شاخص کسب کرده است و تنها در یک سال بازده آن بالاتر از بازده شاخص کل متناظر با آن شده است.

#بازار بورس اوراق بهادار تهران #کارایی در سطح ضعیف #کارایی در سطح نیمه قوی #CAN SLIM #اثر ضربه ای.

دانلود نسخه تمام متن (رایگان)
محل نگهداری: کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی شاهرود
یادداشت: حقوق مادی و معنوی متعلق به دانشگاه صنعتی شاهرود می باشد.
تعداد بازدید کننده:

[کلیدواژه ها: شاخص حاکمیت شرکتی، درصد اعضای غیرموظف هیئت مدیره، درصد سهامداران نهادی، نقدشوندگی سهام، بازده سهام، آمیهود تعدیل شده، بورس اوراق بهادار تهران]

[کلیدواژه ها: بورس اوراق بهادار تهران، اثرات ثابت شرکتی، اثرات تقویمی، رتبه‌بندی شرکت‌ها، شاخص‌های نقدینگی سهام]

[کلیدواژه ها: رتبه بندی، شاخص های بنیادی، مطلوبیت، سرمایه گذاری، ارزیابی نسبت تجمعی (ARAS)، یوتاستار(UTAASTAR)، بورس اوراق بهادار تهران.]

[کلیدواژه ها: سواد مالی، تصمیمات سرمایه‌گذاری، بورس اوراق بهادار تهران، مالی رفتاری، مدل پنج عاملی شخصیت]

[کلیدواژه ها: سرمایه گذاری های شرکتی، بازده، مومنتوم، معکوس،شرکت های پذیرفته شده، بورس اوراق بهادار تهران]

[کلیدواژه ها: بورس اوراق بهادار، بازار های مالی، ریسک، ارزش در معرض ریسک، ریزش مورد انتظار، نظریه ارزش فرین، مدل های گارچ و مدل های کاپیولا]

تورم منفی؛ علل شکل گیری و اثرات آن بر اقتصاد

تورم منفی به چه معناست؟ تورم منفی یعنی کاهش دائمی قیمتها در طی یکسال. تورم منفی کاملا عکس تورم میباشد و زمانی اتفاق میوفتد که نرخ تورم، منفی است.

بنظر میرسد که تورم منفی عالی باشد!! چون قیمتها کاهش میابد و مصرف کنندگان میتوانند کالاها و خدمات خود را با قیمت ارزانتر خریداری کنند و در نتیجه سطح زندگی آنها بهبود میابد. یعنی درآمد و قدرت آنها افزایش میابد. برای بنگاه ها هم خبر خوبی هست چون با کاهش قیمت ها، نهاده آنها ارزان میشود پس در نتیجه حاشیه سود آنها بزرگتر میشود چون هزینه های تولید کاهش پیدا کرده است.

پس بنظر می آید که با این نوع تورم، همه چیز خوب میشود. اما اینطور نیست و به این سادگی نمیباشد. یعنی تورم منفی میتواند اینحالات مثبت را به همراه داشته باشد اما از طرف دیگر حالاتی را ایجاد میکند که به شدت زیان آور است. برای بررسی عمیق تر این موضوع ابتدا دلایل آن را بررسی میکنیم.

Untitled design 12 - تورم منفی؛ علل شکل گیری و اثرات آن بر اقتصاد

دلایل تورم منفی عبارتند از:

۱-عوامل طرف تقاضا= این نوع تورم منفی بدخیم و خطرناک هست.

۲-عوامل طرف عرضه=این نوع تورم منفی خوش خیم هست.

حال هر کدام از عوامل را باجزئیات بیشتر بررسی میکنیم:

۱-تورم منفی ناشی ازعوامل طرف تقاضا:

این نوع تورم منفی زمانی ایجاد میشود که منحنی تقاضای کل به سمت چپ منتقل میشود. اما چرا این نوع تورم کاهنده، بدخیم و خطرناک است؟ در اینحالت وقتی تقاضای کل به سمت چپ منتقل میشود، قیمتها کاهش میابد اما همزمان رشد اقتصادی هم کاهش پیدا میکند.

اما مهمترین موضوع در این نوع تورم منفی این است که در اینحالت تورم کاهنده بلندمدت خواهد بود. این نوع تورم کاهنده قابل پیش بینی است.

اگر تورم منفی قابل پیش بینی باشد، آنگاه خطرناک است و میتواند منجر به یک چرخه نامحدود شود. چرا؟ یکی از مهمترین موضوعات این است که مصرف کنندگان عقلایی، مصرف خود را به تاخیر میدازند یعنی میدانند که در آینده قیمت ها پایینتر است پس چرا باید الان بخرند؟!

اما این خبر بدی برای اقتصاد است چون مصرف کاهش میابد و این منجر به کاهش تقاضای کل میشود. بنگاه ها هم در واکنش مجبور میشوند که قیمتها را کاهش دهند و این باعث میشود تورم کاهنده تر شود.

در اینحالت مهمترین مسئله این است که نرخ رشد اقتصادی کاهش میابد و نرخ بیکاری افزایش میابد. پس این نوع تورم در بلندمدت نتایج بسیاری مخربی برای اقتصاد به همراه دارد.

Untitled design 13 - تورم منفی؛ علل شکل گیری و اثرات آن بر اقتصاد

نکته دیگر این است که وقتی تورم منفی داریم، نرخ بهره واقعی مثبت خواهد بود. یعنی نرخ بهره واقعی برابر است با نرخ بهره اسمی منهای نرخ تورم. نرخ بهره در بدترین حالت صفر میشود(نه منفی).

حتی هیچ فایده ای ندارد که بانک مرکزی بخواهد نرخ بهره را صفر کند و حالت تشویقی برای اقتصاد داشته باشد و تورم ایجاد شود. چون در اینحالت نرخ بهره واقعی همیشه مثبت خواهد بود. مثلا فرض کنیم نرخ بهره اسمی صفر است و نرخ تورم منفی، ۰.۰۲- میباشد.

پس دراینحالت نرخ بهره واقعی برابر است با ۰.۰۲+ و این کاملا منطقی است. یعنی اگر با نرخ بهره صفر هم پول پس انداز کنید، همچنان سود خواهید کرد چون قیمتها کاهشی هستند یعنی ارزش پولی که پس اندازه کرده اید، افزایش میابد(هر چند سود اسمی نداریم).

پس در اینحالت نرخ بهره واقعی همیشه مثبت هست و انگیزه به سمت پس انداز است و نه مصرف و سرمایه گذاری. یعنی در اینحالت منطقی هست که سرمایه خود را پس اندازه کنیم و این باعث میشود که تقاضای کل افت بیشتری داشته باشد و تورم کاهنده بیشتر میشود.

در نتیجه نرخ رشد اقتصادی کمتر و نرخ بیکاری بیشتر میشود. این نتایج بسیار خطرناک و کشنده هستند برای یک اقتصاد.

یکی دیگر از نکات مهم این است که وقتی تورم منفی هست، ارزش واقعی بدهی افزایش میابد. یعنی وقتی قیمتها افت میکنند، سود بنگاه و درآمد نیروی کار کاهش میابد و این باعث میشود که پرداخت بدهی سخت تر نتیجه گیری از بورس منفی شود.

بنابراین نتایج تورم منفیِ بلندمدتی برای یک اقتصاد بسیار بدتر از نتایج تورم میباشد. برای مثال ژاپن بعد از دهه ۹۰، دائما با تورم منفی دست و پنجه نرم میکرد و به سختی توانست از آن خارج شود. یونان هم بعد از رکود اقتصادی که در سال ۲۰۱۰ تجربه کرد، برای مدت زیادی دچار تورم کاهنده شد.

۲- تورم منفی ناشی از عوامل طرف عرضه:

این نوع تورم زمانی ایجاد میشود که منحنی تولید کل کوتاه مدت به سمت راست منتقل میشود. چون هزینه های تولید کاهش میابد. در اینحالت قیمتها افت میکند اما این نوع تورم خوش خیم است چون همزمان با کاهش قیمتها، رشد اقتصادی افزایش میابد. این نوع تورم کاهنده، کوتاه مدت است و غیرقابل پیش بینی میباشد.

Untitled design 14 - تورم منفی؛ علل شکل گیری و اثرات آن بر اقتصاد

کاهش قیمت مواد اولیه و افزایش نرخ ارز میتواند منحنی تولید کل کوتاه مدت را به سمت راست منتقل کند و منجر به تورم کاهنده شود. این عوامل در بلندمدت ثابت نمی مانند و دائما تغییر میکنند و به همین دلیل در اینحالت تورم کاهنده نتیجه گیری از بورس منفی دوامی ندارد.

به همین دلیل این نوع تورم بدخیم نیست و برای اقتصاد مناسب است. در اینحالت قیمت برای مصرف کننده افت میکند و سطح زندگی و قدرت خرید آنها افزایش میابد. بیزنس ها هم میتوانند نهاده ارزان تری بخرند و هزینه تولید آنها کاهش میابد. البته اینحالات برای زمانی است که تورم کاهنده، کوتاه مدت و غیرقابل پیش بینی باشد.

نکته آخر:

مهمترین موضوع این است که آیا تورم منفی، قابل پیش بینی است یا خیر؟ اگر غیرقابل پیش بینی باشد، به نفع اقتصاد است. پس تورم منفی کوتاه مدت یک خبر خوب برای اقتصاد است. اما اگر بلندمدت و قابل پیش بینی باشد، فوق العاده خطرناک است.

البته اینحالت بدین معنی نیست که تورم منفی ناشی از طرف تقاضا(عرضه) همیشه بلندمدت(کوتاه مدت) خواهد بود! عکس اینحالت ممکن است یعنی تورم کاهنده ناشی از طرف عرضه میتواند بلندمدت باشد و یا تورم کاهنده ناش از طرف تقاضا میتواند کوتاه مدت باشد.

پس مهمترین مسئله این است که آیا تورم منفی، قابل پیش بینی است یا خیر؟ این مهمترین نکته میباشد. پس برای اینکه به سوال جواب بدهیم که آیا چنین تورمی خوب است یا نه، باید بدانیم که آیا این تورم کاهنده قابل پیش بینی میباشد یا خیر. اگر قابل پیش بینی باشد، کاملا به ضرر اقتصاد است اما اگر غیرقابل پیش بینی باشد، خوش خیم میباشد و به نفع اقتصاد است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.